تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بعد از نوروز 1160 ( 1747 ) كه در خارج شهر كرمان جشن گرفته شد نادر آخرين سفر خود را به جانب خراسان پيش گرفت ، شاهزادگان كه به حضور او شتافته بودند به كلات باز رفتند « 1 » و خود نادر در مشهد به عاجزكشى و سفك دماء بيگناهان پرداخت ( ميرزا مهديخان ) .

تغيير احوال و اخلاق نادر

ميرزا مهديخان در آخرين فصل تاريخ خود كه طبعا بعد از نادر تحرير شده است علل انحطاط دولت نادرى را ذكر مىكند ، ابتداى تغيير حال او را از تاريخ سوء قصد دانسته و در اينجا نخستين بار از كور كردن چشم شاهزاده سخن رانده و آن را منسوب « به استيلاى وساوس و تهمات » مىنمايد و مىنويسد فتنه تقى خان در فارس نقشه رفتن نادر را به اسلامبول برهم زد و شورش شروانيان و قاجاريه و افراطهائى كه از جانبين پيش‌آمد مؤيّد تغيير نقشه او گرديد و پس از آن احوال نادر « از نظم طبيعى » افتاد ، بعد ميرزا مهديخان شرحى از رواج تهمت و قتلهاى بيشمار و ضبط اموال عاملين خراج و خرابى مملكت ذكر مىكند . بنابر مآخذ اروپائى خرابى احوال عمومى ايرانيان قبل از لشكركشى هندوستان شروع شده بود « 2 » عطايائى كه موكول به بعد از مراجعت هند كرده بودند موقوف ماند « 3 » و اشياء گرانبهائى كه امراء لشكر با خود داشتند قبل از وصول سپاه به كابل از آنها پس گرفته شد . از مردم ايران مالياتهاى جديد گرفتند بدون توجه به وضع خراج سه ساله كه وعده داده بودند ( اوتّر ) ، ميرزا مهديخان راجع به افكار شيعيان نسبت به تمايل سياست « خراسانى » نادر شاه به مذهب تسنن به كلى خاموش است اما آيا درخت دويست ساله صفويان را ممكن بود
هامش
( 1 ) - بازين ميگويد : نادر بهريك از شاهزادگان تكليف تخت نشستن كرد و خود مىخواست از سلطنت كناره بگيرد ولى آنها از اضطراب و دهشت جوابى نمىدادند . ( 2 ) - نمايندگان روس ، هانوى جلد اول ص 230 ، اوتّر جلد اول 224 : « ممكن نبود كه شخص فقر مردم بيچاره را ديده و متأثر نشود ، شهر اصفهان . . . تقريبا خالى السّكنه بود » ، رجوع شود همچنين به جلد ثانى صفحات 5 - 32 - 164 . ( 3 ) - اوترجله ثانى ، ص 89 .