تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
خراسانيان و قزلباش » را به هلاكت رسانيد اما آخر الامر اسير و محبوس شد .

لشكركشى به عراق عرب

نادر توليد آرامش در داغستان را مغتنم شمرد « 1 » . در 16 ماه ذيحجه 1155 ( 2 فوريه 1743 ) از آنجا خارج و شب نوروز وارد مغان شد ( 1156 - 1743 ) و از راه قرچمن - تبريز - سنندج - شهرزور حركت نمود و توپخانهء او از سمت همدان - كرمانشاه - زهاب به عراق رسيد . احمد پاشا كه از آشنايان ديرين نادر بود از بغداد هدايائى چند نزد او فرستاد ولى عذر خواست كه نمىتواند شهر را تسليم كند . نادر اطراف بغداد را به تصرف آورده خواجه خان چمشكزكى را مأمور فتح بصره كرد و فرمان داد كه سفاينى را كه نزديك حويزه جمع شده است به كار ببرد « 2 » . روز 14 جمادى الثانيه ( 5 اوت ) نادر به كركوك رسيد . پس از يك هفته آن قلعه تسليم شد و اربيل در يك روز بدست آمد . در كركوك بسمع شهريار ايران رسيد كه سلطان عثمانى پس از شنيدن پيغامها و پيشنهادهاى احمد پاشا فتواى شيخ الاسلام را داير بر تباين مذهب شيعه با دين اسلام و مباح بودن قتل و اسر ايرانيان منتشر ساخته است ، پس در 10 رجب ( 30 اوت ) نادر شاه از كركوك خارج و 26 رجب بمقام يونس نبى در برابر موصل وارد شد ، جسرى بر دجله بسته شهر را محصور كردند . اگرچه شهر تسليم نشد ولى مردم آن چون لازم ديدند كه نادر را به نحوى خرسند كنند وعده دادند كه نمايندگان به اسلامبول روانه كرده موجبات رضايت خاطر پادشاهان ايران را فراهم آورند . در اين وقت ايلچى احمد پاشا وارد شد و سخنان شخص سلطان را حاكى از اينكه قبول تخميس مذاهب باعث فتنهء عام خواهد گشت بيان كرد . سلطان از نادر تقاضى كرده بود كه به خاك ايران بازگشته و با احمد پاشا قرارداد لازم منعقد كند . نادر
هامش
( 1 ) - بنابر قول مورخ رسمى نادر حتى روساء « قومان ( كه در تركى قوميق گويند ) و نوغاى و چركس طوق اطاعت به گردن نهادند » ، ولى در حقيقت فقط تعهدات شخصى و فردى در ميان بوده است . ( 2 ) - در رود كرخه ؟
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 37 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى