نمايندگان روس گمان ميكردند كه نادر خيال لشكركشى به مملكت آنها دارد « 1 » ، اما چون روسيه اصلى چندان ثروتى نداشت و غنايمى از آنجا بدست نمىآمد نادر چشم به نواحى شمال قفقاز دوخته بود و اطلاعاتى هم از معابر كريمه كسب مىكرد ، همچنين روسها بيم داشتند كه نادر با مساعدت التون
( Elton )
كه از خدمت روسها نزد پادشاه ايران رفته بود سفاينى در بحر خزر ميخواهد راه بيندازد « 2 » محض احتياط دولت روس در ماه مه 1742 ، 42000 نفر سپاهى در قزلر مجتمع ساخت « 3 » .
در آخر اكتبر 1742 ( رجوع شود به ستيل ) هنگامى كه نادر در باشلو بود مجلس محاكمه ترتيب داد و اعضاء آن را با نظر خاصى انتخاب كرد . اين هيئت رضا قلى ميرزا را به جرم تحريك ضارب نادر شاه محكوم كردند و پدر فرزند را نابينا ساخت . وقايع نگاران روس كاملا معلوم كردهاند كه لشكركشى داغستان چقدر بيحاصل و زيانبخش بوده و قشون ايران چگونه از قحط آذوقه و شدت سرما رنج ديده است « 4 » . نادر سخن از استعفا و تسليم سلطنت به يكى از فرزندان خود به ميان آورده و چند نفر صنعتگر به كلات فرستاده بود كه بناهائى براى اقامت او بسازند .
در اين وقت مجددا نادر به عثمانى متوجه شد . در ماه ذيقعده 1154 ( ژانويه 1742 ) سفير ايران از اسلامبول بازگشت و خبر داد كه سلطان از قبول تخميس مذاهب خوددارى كرده است .
بنابراين نادر به سلطان اطلاع داد كه اگرچه املاك ايران را در همهجا غير از
هامش
( 1 ) - در نامهاى كه نايبة السلطنه روس آنالئوپولدونا ( 13 اكتبر 1741 ) به كنت دولىنار نوشته اين عبارت ديده مىشود :
« سفير ايران ( محمد حسين ) با تمام فيلهاى او همانطور كه سفير ترك پذيرفته شد بار يافت . ميگويند يكى از مقاصد سفير ايران اين است كه پرنسس اليزابت را ( كه در آتيه ملكه روس شد ) براى پسر نادر شاه خواستگارى كند و اگر مضايقه كنيم با ما بجنگ خواهد پرداخت » رجوع شود به سولويف فصل 21 يادداشت صفحه 141 .
( 2 ) - ملكم جلد 2 ص 102 : « يكنفر انگليسى فعال ولى غماز بود » راجع به سرگذشتهاى او رجوع شود به كتابهاى هانوى و لرچ و سولويف .
( 3 ) - بوتكف جلد اول ص 220 .
( 4 ) - رجوع شود به بيانات نماينده روس براتيسچف كه آنوقت در دربند بود . رجوع كنيد به جدولهاى تاريخى بوتكف جلد سوم ص 1307 .