كردهاند ، نادر فرمان داد تا 200000 روپيه به اين سربازان دلاور انعام دادند « 1 » .
سوء قصد به نادر
هنگامى كه نادر از مازندران مىگذشت حادثهاى رخ داد كه منشأ تغيير اخلاق و رفتار او گشت . روز 28 صفر 1154 ( 15 مه 1741 ) در حوالى قلعه اولاد شخص مجهولى كه در ميان جنگل خود را پنهان كرده بود گلوله انداخته او را مختصر جراحتى رسانيد « 2 » ، رضا قلى ميرزا كه از پى پدر ميآمد قراولان را پيش خواند اما ضارب مجال يافته و گريخته بود ، ميرزا مهديخان در فصلى كه راجع به حوادث داغستان نوشته ضارب را « 3 » غلام آقا ميرزا پسر دلاور خان تايمنى دانسته است . اما رضا قلى ميرزا كه در غياب پدر رفتارهاى ناهنجار كرده بود « 4 » متهم به تحريك شد .
نادر على العجاله فرزند را در طهران گذاشت كه در آنجا متوقف باشد و خود راه قزوين را پيش گرفت و در نيمه ربيع الاول ( آخر مه 1741 به آنجا رسيد .
لشكركشى به داغستان
نادر شاه از راه قراجه داغ و بردع به قبله وارد و از شاه داغى گذشته داخل داغستان شد . در اول جمادى الاولى ( 15 ژويه ) در ناحيه غازى قموق بود . اين دفعه شمخال كه اوسمى قراقيتاقها بود و سرخاى خان امير غازى قموق بحضور نادر آمدند . اما فتح ولايت آوارها را بعد از 15 روز مجبور شدند ترك كنند ، در ناحيه قراقيتاقها هم نمايندگان نادر مقتول شدند ، اين وقايع نادر را به خشم آورد و اعلام كرد كه تا داغستان را به اطاعت نياورد باز نخواهد گشت .
هامش
( 1 ) - لشكريان تا رود سمور پيش رفتند ولى هنگام بازگشت از سرما صدمه بسيار ديدند .
( 2 ) - دست راست نادر مجروح و شصت چپ او قطع شد و عمدا خود را از اسب به زير افكند كه تير تكرار نيابد ( مترجم )
( 3 ) - نيكقدم نام داشت ( مترجم )
( 4 ) - در سبزوار برادرزن خود شاه طهماسب ثانى را به قتل رسانيد و بنابر روايت براتيسچفBratischevو اوتر جلد اول ص 241 زن خود را نيز كه نسبت به قتل برادرش اعتراض مىكرد هلاك كرد . در باب جريمهها و پولگيريهاى او به كتاب اوتّر رجوع شود .