نادر بسر مىبرد حكمرانى خوارزم دادند « 1 » . ابو الخير خان امير قرقيزهاى قزاق به يارى ايلبارس آمده بود ، چون كار را از دست رفته ديد عنان هزيمت پيچانيد و چون نادر امر داد كه آب را از خندقهاى خيوه بازگرفتند ازبكان بيحاصلى مقاومت خود را دريافتند و تسليم شدند و نادر بنابر سياستى كه داشت چهار هزار نفر ازبك را ملتزم اردوى خويش كرد و 12000 نفر از اسراى ايرانى را نجات بخشيده در حوالى ابيورد مسكن داد و براى آنها شهرى مستحكم بنام خيوهآباد ساخت . اسيران روس كه در خوارزم بودند باوطان خود فرستاده شدند . نادر شاه روز 17 رمضان ( 6 دسامبر ) از خيوه حركت كرد و از راه چهارجوى ( 4 شوال - 23 دسامبر ) و مرو به كلات و ميآب و كوبكان كه مولد و منشأ او بود رفت و بناهاى تازه در آنجا برآورد ، در آخر شوال نادر به مشهد وارد شد و هداياى گرانبها به حرم مطهر امام رضا تقديم كرد .
در اين اوقات ايلچى از هندوستان رسيده رسما از جانب محمد شاه واگذارى منضمات پركنه كابل و تته واقع در يسار شط سند را به نادر اعلام كرد « 2 » ، خراج ساليانه اين ولايات 120 هزار تومان بود « 3 » .
تنبيه جار
نادر هرگز طغيان و شورش را از خاطر نمىبرد ، قبل از عيد نوروز به عزم سرحد ديگر كشور خويش عزيمت كرد تا به قصاص خون برادر لكزيها را كيفر بدهد ، نظر به قلّت آذوقه و قحطى طريق خبوشان و استرآباد و مازندران را پيش گرفت .
در راه خبر يافت كه افغانهاى ابدالى كه قبلا اعزام شدهاند بقانيق ( الزان ) رسيده و در 15 ذيحجه ( 3 مارس 1741 ) طوايف جار و جادوخ و اقزبير را پايمال سم ستور
هامش
( 1 ) - محمد طاهر خان پسر محمد ولى خان اوزبك از نسل جوجى پسر چنگيز ( مترجم )
( 2 ) - مقصود پركنههائى است در جنوب و مشرق رود سند كه اگرچه بنابر قرارداد به محمد شاه تعلق ميگرفت ولى او محض سپاسگزارى از نادر آنها را هم به ايران واگذاشت ، در سابق هم از متعلقات ايالات كابل و تته محسوب ميشد كه جزء قلمرو ايران شده بود ( مترجم )
( 3 ) - اجبار محمد شاه به تقديم اين هديه بديهى و آشكار است ، ميرزا مهديخان يا بيانى مضطرب شرح ميدهد كه چگونه نادر با ارسال چند اسب . . . و چند خربوزه از شاه هند اظهار تشكر كرد .