تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
سند « 1 » اطمينان حاصل نبود نادر مجبور شد كه عطف عنان به جانب دشت هند كند ، اين لشكركشى اخير نادر را بايد از جملهء عجايب كارهاى دوره حيات او شمرد . از طريق بنكش و املاك وزيرىها نادر وارد ديزهء اسمعيل خان شد ( 5 شوال - 5 ژانويه 1740 ) و از آنجا در 15 شوال ( 15 ژانويه ) به ديزهء غازى خان رسيد و حكام هر دو محل سر تسليم پيش آوردند . در 14 ذيقعده ( 12 فوريه ) نادر به لاركانه ( در جنوب غربى سوكور ) وارد شد ، خدايار به سمت گجرات و سورت گريخته بود ، روز 21 ذيقعده ( 19 فوريه ) نادر از شط سند گذشت و از ميان جنگل و نيزار هفت‌روزه خود را به شاه داپور رسانيد ( در شمال نواب شاه و شمال شرقى حيدرآباد ) ، از آنجا بيك يورش سى فرسنگ راه بيابان را بريده و ناگهان در برابر عمركوت ( شمال تارده پركر ولايت بمبئى ) ظاهر شد ، خدايار درين شهر خود را از حمله نادرى ايمن مىپنداشت ولى قلعه عمركوت مسخر و يك كرور جواهر به نادر تقديم گرديد ، روز 5 ذيحجه ( 4 مارس ) نادر از عمركوت حركت كرد و پس از يازده روز وارد لاركانه شد . پس از نوروز 1152 ( 1740 ) نادر ولايات جديد التصرف را سه قسمت كرده به خدايار ( كه شاه قلى لقب يافت ) و محبت خان والى بلوچستان و خوانين داودپوترا « 2 » سپرد . در اين اوقات تقى خان حاكم فارس با سفاينى كه تازه ساخته شده بود وارد كج مكران شد ولى نظر بنا مساعدى فصل نادر او را امر بتوقف داد .

يورش به بخارا

نادر بعد از ترك لاركانه در 13 محرم 1153 ( 10 آوريل 1740 ) راه سيوى و دادر و
هامش
( 1 ) - در باب اين سردار كه از اهالى سيوى و حائز مقام روحانى هم بوده رجوع شود به تاريخ ملكم جلد دوم ، ص 88 و كتاب راورتىRavertyموسوم به يادداشت‌هاى مربوط به افغانستان 1888 ص 614 ، مضمون اين حاشيه در ترجمه تاريخ ملكم مربوط به ميرنور محمد عباسى كالورى حاكم سند است نه خدايار خان عباسى ، ص 32 جلد دوم ( مترجم ) . ( 2 ) - ولايت شكارپور در سند عليا به خاندان داود پوترا تفويض شد ، در باب احوال اين دودمان رجوع كنيد به كتاب راورتى يادداشت‌هاى راجع به افغانستان ، 1888 ، ص 614 و ص 662 .