را محاصره نمود و در اين قسمت او كامياب شد ، چه عبد اللّه اردوگاه مستحكم خود را در نزديكى قارص ترك كرده بفرماندهى هشتاد هزار تن سپاه راه ايروان را پيش گرفته بارتش ايروان كه موضعى را در جلگههاى بغاوند « 1 » انتخاب كرده و به آنجا كشيده بودند حمله برد . قواى ايران با آنكه در عدد پستتر بودند فتح كامل بدست آوردند ، تركان پس از دادن تلفات سختى فرار كردند . سردار عثمانى جزو كشتگان جنگ بوده است . تفليس ، گنجه و ايروان جزو غنائم اين فتح بودند و دربار عثمانى از اين تجربهء بسيار تلخ درس گرفته با مواد عهدنامهء صلح بغداد موافقت نمود .
تخليهء ولايات خزر از روسها
بعد از مرگ پطر كبير رويهء تجاوز و جلو رفتن روسيه متروك ماند و مشاورين ملكى آن ملتفت شدند كه موقعيت ايران كاملا بر عليه آنها تغيير يافته است و بنابرين تصميم گرفته ولايات خزر را تخليه كنند . مازندران و استرآباد كه هرگز اشغال نشده بودند باضافه گيلان طبق عهدنامهء رشت در سال 1732 بايران برگشت .
مطابق گفتهء ايرانيان نادر اولتيماتومى بژنرال روسى داده و از او استفسار نمود كه آيا كشور ايران را ترك مىكند يا اينكه مايل است فراشان سلطنتى او را بيرون كنند . از مسكويك نماينده براى بستن معاهده با نادر بمشهد آمد ولى نادر از دادن جواب فورى خوددارى نمود . اين نمايندهء سياسى ملازم اردوى ايرانيان بود و يك روز از طرف فاتح بزرگ درحالىكه پيروزى جديدى بدست آورده بود فراخوانده شد .
سفير نامبرده نادر را ديد روى زمين نشسته درحالىكه البسهاش بوى خون مىداد با دست غذا مىخورد . وقتى سفير از علت احضار خود پرسيد نادر به او گفت كه ميخواهد سفير ببيند او چگونه با دستهاى آلوده به خون خشنترين غذا را مىخورد و البته او مىتواند به آقايش بگويد كه چنين شخصى هرگز گيلان را تسليم نخواهد كرد .
هامش
( 1 ) -Baghavand .