تسليم باكو و دربند به نادر قلى ( 1735 )
روسها سه سال پس از تخليهء ايالات خزر ديدند جنگ آنها با تركيه غيرقابل اجتناب است . نادر چون موقعيت را چنان ديد روسها را تهديد نمود كه اگر شهرهاى باكو و دربند را به او تسليم نكنند با تركها متحد خواهد شد . روسيه از روى اضطرار تسليم شده و آخرين ولايات مفتوحهء پطر كبير را در آن ناحيه واگذار كرد . هنوز اين رويهء تزار بزرگ كه نگذارد تركيه بدرياى خزر دست پيدا كند حكمفرما بود و چون نادر قلى بر ايران حكمرانى ميكرد اين مسئله موجب نگرانى و انديشه و خوفى نبوده است .
جلوس نادر قلى بتخت سلطنت 1148 ه ( 1736 )
نادر كه در اينموقع با نيروى نظامى خود باوج قدرت و قوت رسيده بود مرگ فرزند كوچك شاه را غنيمت شمرده موقع را براى اجراى نقشهء خودش در تصاحب تاج و تخت مناسب ديد و لذا سران عمدهء ايران را براى اجراى مراسم عيد نوروز در دشت موقان دعوت كرد . اين دشت معروف از حوالى اردبيل تا دهانه غور امتداد دارد . وقتى كه نادر فاتح بزرگ تمام نجباى كشور و صاحبان نفوذ را در آنجا جمع ديد مكنون خاطرش را بوسيلهء معتمدان اظهار داشته و گفت كه از ميان اعضاء خانوادهء سلطنتى يكى را كه لايق و برازندهء پيشوائى ميدانند بسلطنت بردارند . همانطور كه نادر پيشبينى كرده بود همگى آن جماعت باتفاق آراء از او درخواست كردند كه ايران را تحت حمايت و فعاليت خود گرفته و بر تخت عالى سلطنت صعود نمايد . او روزانه تا مدت يك ماه از قبولى اين تقاضا ابا و امتناع مينمود ، سرانجام چون مبالغه از حد گذشتهء و مردم را پابرجا ديد تاجوتخت را ( بشروطى ) پذيرفت و بدين ترتيب به اين نمايش مضحك خاتمه داده شد . « 1 »
هامش
( 1 ) - ابرام( Abraham )كه جزو نجباى مدعو دشت مغان است صورت اين مجلس و خلاصهء مذاكرات را مذكور