تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
نشده بود .

خلع طهماسب از سلطنت 1145 هجرى ( 1732 )

شكست شاه طهماسب بهانه‌اى را كه نادر تا اينوقت درپى آن ميگشت فراهم ساخت . در اولين وهله نادر اعلاميه‌اى انتشار داده و بمعاهده‌اى كه مواد آن مورد سنجش قرار نگرفته بود اعتراض نمود . جهانگشا راجع به آن چنين ميگويد : « چون مواد مصالحه مغاير رضاى جناب سبحانى و مخالف مصلحت دولت ابد مدت خاقانى بود لهذا مقرون بامضا نفرموديم . از آنجا كه سرپنجهء شوق طواف ملايك مطاف حضرت امير مؤمنان و مولاى متقيان غالب كل غالب على بن ابى طالب عليه السلام گريبان‌گير دل و توفيق استخلاص اسراى مسلمانان را از درگاه احديت سايل مىباشد . . . » گذشته از همه نادر بحكام ولايات مختلف نامه‌هائى فرستاده و معاهدهء جديد را باطل قلمداد نمود و شيعه‌ها را تهديد نمود كه اگر براى جنگ حاضر نشوند آنها را بقتل رسانيده و يا از ايران تبعيد نمايد . در همان زمان نادر قدم رسمى ديگرى برداشته و نماينده‌اى به قسطنطنيه فرستاد و با لحن قاطعى چنين پيغام دارد « يا ايالات ايران را پس بدهيد و يا براى جنگ آماده شويد » نادر پس از آنكه ساكنين ايران را بدينطريق بر ضد شاه تحريك كرده بود بسوى اصفهان حركت كرد . در آنجا طهماسب را مورد سرزنش و ملامت قرار داد ، بعدا او را دستگير كرده و در خراسان زندانى ساخت ، اما چون حس مىكرد براى تصاحب سلطنت موقع مناسب نيست فرزند او را سلطان پوشالى و خودش را نائب السلطنه اعلام نمود .

نبرد كركوك 1146 هجرى ( 1733 )

دومين لشگركشى نادر با محاصرهء بغداد شروع شد . مدافع اين شهر احمد پاشا پس از آنكه در ميدان مغلوب شد خود را آمادهء مقاومت نااميدانه‌اى ساخت . وقتى يك