تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
ارتش زورمند ترك تحت فرماندهى توپال عثمان « 1 » بدانطرف روانه شد موقعيت كاملا تغيير يافت . نادر شاه از روى نادانى نيروى خود را دو قسمت نمود و دوازده هزار نفر براى تصرف سنگرهاى بغداد باقى گذاشته و خود براى مواجههء با تركها در كركوك يا قيركوك نزديك سامره حركت نمود . اين نبرد يكى از شديدترين جنگهائى بود كه تا آنوقت بين اين دو ملت واقع شده بود . در اول ايرانيان موفق بشكست سواره‌نظام تركها شدند ، ولى فرار اسب‌سواران پياده‌نظام سخت و مهيب ترك را بىحركت باقى گذارد و پيشرفت بعدى آنها موقعيت را به حال اول برگردانيد . نادر از يكعده از عربها انتظار كمك داشت ، ولى آنها بيكى از جناح‌هاى ارتش او حمله كردند . بتدريج جنگ بر ضد ايرانيان پيش رفته اسب پيشواى ايران دو مرتبه تير خورد و پرچمدار ايرانيان كه خيال كرد نادر كشته شده فرار كرد و همين جنگ را خاتمه داده پس از هشت ساعت جنگ مأيوسانه ارتش ايران قلع‌وقمع گرديد . اين اخبار بسرعت ببغداد رسيد و در آنجا لشكر مجزاى ايران هم نابود شد . ارتش اصلى ايران با چنان بىنظمى و حالت اختلال فرار مينمود كه تا وقتى كه بهمدان دويست ميل دور تر از جبههء جنگ نرسيد اصلاح و جمع‌آورى نشد . وضعيت نادر بعد از اين مصيبت و بلا بايد نهايت درجه بحرانى و خطرناك شده باشد و او بجاى اينكه سربازانش را سرزنش كند با تدارك و جبران تلفات و خسارات و ديگر وسائل ممكنه آنها را تشويق و تشجيع مينمود شخصيت و شهرت نادر آنقدر فوق العاده بود كه از تمام نواحى و اطراف ايران نفرات جديد و سربازان تازه‌نفس هجوم آورده و او در مدتى كمتر از سه ماه بعد از آن شكست تباه‌كننده توانست بار ديگر خود را براى جنگ با يك ارتش قوى آماده سازد .
هامش
( 1 ) - « توپال » يعنى چلاق . عثمان وقتى كه جوان بود پايش به سختى مجروح شده و وقتى بهبود يافت يك پايش كوتاه‌تر شده بود . ( مؤلف )