تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
تجربيات او در اينموقع كه فرمانده افراد سواره بود با كمك توپخانه و پياده‌نظام داراى تفنگ‌هاى به طرز قديم بايستى در تهيه و تدارك او براى زندگانى آتيه بسيار مفيد و سودمند اتفاق افتاده باشد .

تصرف كلات و نيشابور بدست نادر

پس از آنكه بخت بدين ترتيب از نادر روى گردانيد وى هم مانند نسخهء اصلى بزرگ خود يعقوب بن ليث بدزدى و راهزنى پرداخت . قدرت و موفقيت نادر سبب شد كه در اندك‌مدتى افراد زيادى بدور او جمع شوند و او هم در طى دورهء هرج‌ومرجى كه پس از تسليم اصفهان پيش‌آمده بود نيروى زيادى جمع‌آورى كرده و مشغول گرفتن باج و خراج در خطهء خراسان گرديد . او همچنين كلات « 1 » را كه مقدر شده بود به « كلات نادرى » موسوم شد تصرف نمود و وقتى كه او خود را در اين دژ نفوذناپذير مستقر ساخت موقعيت او با ديگر رؤساى دستجات راهزن فرق كلى پيدا كرد و نفوذش در اطراف بفاصلهء زيادى بسط يافت . اما نادر راضى نبود كه فقط يكنفر راهزن باقى بماند . بنابرين پس از آنكه خود را در كلات مستقر ساخت تصميم گرفت به نيشابور كه در آنوقت در تصرف نيروهاى ملك محمود بود حمله كند . نادر وهله اول دسته‌اى را كه خواربار و عليق حمل ميكرده و بعدهء ششصد نفر بودند تارومار كرده و بعدا پادگان اصلى شهر را بدام انداخته در كمينگاهى آنها را نابود ساخت . نيشابور دروازه‌هاى خود را به روى او باز كرد و نادر شهر را بنام شاه طهماسب كه بعدا وارد خدمت او گرديد اشغال كرد .

رؤياهاى او

در اينموقع رئيس افشار تقريبا بآرزوهاى خود رسيده بود ، شبى در خواب ديد كه ماهى كه چهار شاخ داشته گرفته است و اين ماهى چهار شاخ دلالت بر چهار سلطنت
هامش
( 1 ) - سيد على خان كه از منابع محلى ماست ميگفت كه حكايتى كه طبق آن كلات در تصرف عم نادر بود كاملا بىاساس است و من هم نظريات او را در اين باب اختيار نموده‌ام . ( مؤلف )