خراسانى بود با لشكرى جرّار فرارسيد ، نادر شتابان به مقابلهء او شتافت و به اين طرز جنگ روز 15 ذو القعده 1151 ( 34 فوريه 1739 ) شروع و به فتح نادر شاه خاتمه يافت با اينكه شهريار ايران بيش از 55 الى هشتاد هزار سوار نداشت « 1 » . پس از سه ساعت رزمآزمائى خان دوران سپهسالار هندوستان به سختى مجروح و سعادت خان گرفتار شد . آتش باران تفنگچيان ( جزايرچى ) نادرى كه از روى كمال استادى بود پادشاه نالايق هند را در اردوى خود متوقف و سرنوشت او را معين كرد . معذلك نادر به خوبى مىدانست كه رفتهرفته قواى او در كشور عظيم هندوستان مستهلك و مستغرق خواهد شد « 2 » و راضى شد با نظام الملك كه وكالت تام داشت وارد عقد مصالحه شود و مبلغ نسبتا مختصر 50 لك ( 5000000 ) روپيه را بپذيرد ، چند روز بعد بنابر دعوت نادر محمد شاه به خيمه او آمده مورد عنايت و محبت واقع شد « 3 » ، لكن خيمه و خرگاه شاه هند كماكان محصور لشكر ايران بود و افراد سپاه او از شدت گرسنگى تدريجا پراكنده ميشدند ، نادر از اين تسلط خود استفاده كرده از پادشاه هند 20 كرور ( 200000000 ) روپيه و 20000 سپاه امدادى تقاضا كرد . سعادت خان به اتفاق طهماسب قلى خان جلاير به دهلى وارد شد و حاكم آنجا كليه خزاين را به جلاير تسليم كرد . روز 9 ذى الحجه ( 20 مارس 1739 ) نادر و محمد شاه به پايتخت داخل شدند ، نام نادر در خطبه مذكور و به اسم او سكه مضروب شد ، روز 15 ذى الحجه ( 26 مارس ) نادر به بازديد محمد شاه رفت ، بعد از ظهر آن روز شايع شد كه نادر در قصر شاهى به قتل رسيده است ، اوباش و غوغاى دهلى به سربازان ايران حمله برده چندين هزار نفر را « 4 » در كوچه و بازار هلاك كردند . صبح روز بعد نادر به مسجد رفته فرمان قتل عام داد « 5 » كه در ساعت 9 صبح شروع و در 2 بعد از ظهر به امر نادر كه بر غضب
هامش
( 1 ) - سركار تاريخ 13 فوريه را قيد مىكند .
( 2 ) - رجوع شود به كتاب اوترOtterقسمت اول ص 404 .
( 3 ) - مذاكرات به زبان تركى شد .
( 4 ) - از 3 تا 7 هزار نوشتهاند .
( 5 ) - ميرزا مهدى خان عده كشتگان را 30000 مينويسد .