( از حد قپلان كوه تا اروميه چاى ) .
لشكركشى به قندهار
در اين وقت فقط يك نقطهء تاريك در افق ايران موجود بود ، ناحيه قندهار كه منبع فتنهء طايفه غليزائى و محل حكمرانى حسين خان برادر محمود كه محرك ابدالىهاى هرات محسوب ميشد هنوز باقى بود ، در 2 ذى الحجه ( 14 آوريل 1736 ) نادر از مغان حركت و از راه گومرود و هشترود به قزوين رهسپار گشت .
تنبيه كردان به لباس مكرى و تسخير جزاير بحرين بدست بيگلربيگى فارس و تسليم شدن دلاور خان تايمنى كه بعد از كشمكش بسيار در داور زمين مسكن گزيده بود درين ايّام رخ داده است ، بحرين قبل از تسلط بيگلربيگى در دست شيخ جبّار هوله بود .
از قزوين نادر به تنبيه بختيارىها رفت و در 9 جمادى الثانيه 1149 ( 15 اكتبر 1736 ) وارد اصفهان شد و روز 7 رجب ( دوم نوامبر ) از آنجا عزيمت نواحى شرق كرد ، در 18 شوال كرشك مسخر گشت و در 21 شوال ( 22 فوريه ) سپاه از هلمند گذشته قبل از نوروز 1149 ( 1737 ) به ظاهر قندهار رسيد .
نادر برجها و قلعههاى استوارى در اردوگاه خود كه موسوم به سرخهشير بود بنا نهاد شهرى جديد بنام نادرآباد برآورد ، در محرم 1150 ( مه 1337 ) بست تسليم شد .
سيدال كه مردى آواره بود « 1 » در قلعه كلات گرفتار و به فرمان نادر كور گشت ، چندين فوج به سركوبى بلوچها روانه و يكنفر والى براى بلوچستان معين گرديد .
رضا قلى ميرزا به تسخير بلخ مأمور شد و اين شهر در ربيع الاول ( ژويه 1737 ) مسخّر گشت ، مردم قندوز بدخشان هم اطاعت خود را اعلام كردند . شاهزادهء افشار از فرمان پدر تخطى كرده از آب جيحون گذشته از طريق قرشى ( نخشب ) به بخارا روى آورد خانهاى بخارا و خوارزم مغلوب شدند ولى چند تن از سرداران لشكر شاهزاده به
هامش
( 1 ) - سابقا سردار اشرف افغان بود و در اين ايام به حسين خان خدمت ميكرد .