را بار ديگر آزردهخاطر ساخت . باوجود اين اخبار عزم مشهد نمود و در زمستان 1160 به اصفهان رسيد و چند هفته در آنجا بماند و در اينموقع بموجب روايت معاصرين خارجى نظير هنوى و طبيب شخصى نادر يعنى پربازن ، وى به درجهء غيرعادى عصبيت نشان ميداد و در مجازاتهاى ظالمانه و كشتن نفوس افراط ميكرد گويا از همينجا بود كه برادرزادهء خود عليقليخان را براى خواباندن فتنهء سيستان به آنجا فرستاد و با اينكه قبلا ياغى معروف يعنى فتحعليخان سيستانى بعد از مقاومت چند ماهه با رسيدن نيروى تازه از خراسان منكوب و اسير شده بود بار ديگر ياغيان سيستانى و بلوچ فتنه راه انداخته بودند و بر ضد ايرانيان بود كه نادر عليقليخان را گسيل داشت . در اين ضمن نادر به تمام مأمورين دستورهائى براى جمعآورى مالياتهاى گزاف صادر كرد و اين فشار بيحساب مالى موجب عصيان در نواحى كشور گشت .
نادر در دهم محرم 1160 از اصفهان بسوى يزد و كرمان حركت كرد و هرجا رسيد از كلّهها مناره ساخت . بعد در همان اوان در خارج شهر كرمان مراسم نوروز برپا كرد و در طبس با فرزندان و نوادگان خود كه جمعا شانزده تن بودند و آنها را احضار كرده بود ملاقات نمود و به آنان نگاهى كرد و تاج خود را بهريك از پسرانش تعارف كرد و همگى زياد جوان بودند . امتناع نمودند . در ورود به مشهد در ستمگرى افراط بيشترى نشان داد در اينموقع عليقليخان كه برادرزادهء نادر شاه بود و نادر مال پدرش را تصرف نموده و از خود او مبالغى هنگفت مطالبه ميكرد طاقتش طاق شد و ناچار بر ضد نادر برخاست و شمارهاى از سيستانيها و بلوچها را بدور خود جمع كرد و با سوداى كسب تاجوتخت ايران رو به هرات نهاد و در آنجا هم از سران عشاير عدهاى به او پيوستند و در انتشار خبر قيام او اكراد خبوشان هم به او گرويدند . نادر قبل از حركت به خبوشان فرزند و عيال خود را به كلات فرستاد و خود بسوى خبوشان رفت . و در محل فتحآباد دو فرسخى خبوشان خيمه زد طبيب دربار نادر بازن در شرححال او در اينموقع چنين گويد : « گوئى آفتى را كه در كمين او بود با حس قبل الوقوع پى برده بود . روزها اسبى
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 375
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٧٥