اردوى هند برساند برادرش هم با امراى ديگر كشته شد و بسى نگذشت كه نيروى هند مركز شكست خورد . نادر بعد از كاميابى از حمله به نيروى اصلى محمد شاه خوددارى نمود .
در اين موقع سزاوار است نكاتى دربارهء اين قتال ذكر شود و تضاد بين سركردگى نادر و آن هنديها در نظر گرفته شود نادر هم در فن پيشبينى و هم عمليات جنگ بيشك به سرداران هندى برترى داشت . بعلاوه امراى هند نتوانستند از اختلافات و حسوديهاى بين خود دست بردارند . در ثانى درين جنگ كليهء قواى طرفين وارد جنگ نشدند از طرف هنديها چندين گروهان از نيروى سعادتخان و خان دوران اصلا پيشروى نكردند ثانيا نظام الملك با قواى خود در مدت جنگ عملى ننمود و از دور نظاره كرد . شمارهء تلفات هنديان را ميرزا مهديخان سى هزار تن تخمين زده ولى ممكنست ده هزار نفر بوده باشد . بنابروايت مورخين آنزمان تلفات ايرانيان دو هزار و پانصد كشته و پنجهزار زخمى بود . گويند نادر بعد از اين فيروزى سر به سجده نهاد و درود گفت سپس به فرماندهان و سرداران خود پاداش بخشيد و بقول مورخ محمد كاظم در نتيجهء اين جنگ بود كه پسر دوم خود را نصر الله نام داد و اين اشاره است به پيروزى در اثر عنايت الهى .
نادر شاه با صلاحديد سعادتخان نظام الملك را براى مذاكره صلح احضار نمود و مشار اليه با اختيارات از طرف امپراطور بدربار نادر آمد و با عبد الباقيخان مذاكرات صلح نمود و بنا شد نادر صدمهاى ديگر به هندوستان وارد نياورد و به ايران برگردد و دولت هند خسارت جنگ بپردازد چون نظام الملك خواست مرخص شود نادر توسط او امپراطور را به نهار دعوت نمود و روز بعد محمد شاه آمد و مورد استقبال و اعزاز نادر واقع شد و دو حكمران باهم غذا صرف كردند و پادشاه هند باز با احترام به اردوى خود عودت داده شد و بايد دانست كه وى بعد از شكست از سلطنت كناره جسته و تاج خود را به نادر تسليم كرده بود درين بين بواسطه اينكه با مرگ خان دوران محمد شاه منصب ميربخشى ( پرداخت حقوق لشگريان ) را به نظام الملك داد اين امر
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٤١