تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
حركت و در اوايل ذيقعده به كرنال رسيد . و باروئى دور اردوگاه كشيدند شمارهء لشگريان محمد شاه را از هشتاد هزار تا يك ميليون و دويست هزار نوشته‌اند ولى شايد با منظور داشتن عده صفى و غيرصفى يك ميليون بوده باشند . نادر قبلا ديدبانهائى براى كسب اطلاع به جبهه فرستاد و از وضع حريف كاملا مطلع گشت آنگاه بتاريخ 12 ذيقعده بسوى سراى عظيم‌آباد كه در 12 ميلى شمال كرنال واقعست حركت و صبح فرداى آن روز وارد شد از آنجا به كنجپور پنج ميلى و نيم كرنال رفت در اين موقع معلوم شد سعادتخان صوبه‌دار « اود » با سى هزار تن به كمك امپراطور رهسپاران نادر بيدرنگ نيروئى براى سد راه او روانه كرد .

فصل سيزدهم لشكركشى به هند

بامداد روز بعد پانزدهم ذيقعده 1148 نادر نيروى خود را بر سه قسمت كرد نصر اللّه ميرزا مأمور شد از راه جمنه به كرنال حمله كند خود با هزار تن بسوى جنوب حركت كرد كه تمام عمليات را اداره كند و آن خط بين جمنه و كانال عليمردان بود و در اين موقع خبر رسيد كه نيروى پىگرد سعادتخان عده‌اى از قواى او را اسير كردند ولى مشار اليه از بيراهه به امپراطور پيوست . نادر توقف نمود و نصر اللّه ميرزا هم دوباره به او پيوست اما سعادتخان كه نزد امپراطور رفته بود يكباره اطلاع حاصل نمود كه بار و بنهء او را قواى قزلباش تاراج كردند وى بىاختيار برخاست و برغم اصرار محمد شاه و ديگران به تعقيب مهاجمين پرداخت تا اموال خود را استرداد كند ولى از طرفى لشگريان او خسته و نافرمان شده بود و از طرفى نادر نيروئى براى كمين كردن و گير آوردن او گسيل داشت محمد شاه هم خان دوران را با هشت يا نه هزار تن به يارى سعادتخان فرستاد در اين بين جنگى شديد بين طرفين وقوع يافت در نتيجه تدبير و صف‌آرائى نادر قواى سعادتخان و خان دوران شكست خورد و سعادتخان اسير افتاد خان دوران هم سخت مجروح شد و بيهوش افتاد و خادم او توانست جسدش را به