در اين ضمن نادر نيروئى براى دفع عبد اللّه پاشا كه در قارص بود و در تخليهء گنجه طفره ميزد و نيز براى سركوبى لزگىها اعزام داشت و مردم شماخى را گويا بمناسبت حمايت از لزگىها سياست سخت نمود بعد بسوى قارص پيشروى كرد و در سه ميلى آنجا اردو زد و از آنجا به ( اباران ) رفت و اسقف اعظم ارامنه را با الطاف خاص بحضور پذيرفت و ايروان را هم در محاصره نهاد و بعد از استماع خبر حركت نيروى عبد اللّه پاشا بر ضد او آمادهء رزم شد و حركت كرد و در محل ( اخى كندى ) جوار ( زنگهچاى ) فراز ( آقتپه ) قرار گرفت و تركها در دو فرسخى در محل ( بغاورد ) تمركز پيدا كردند . عده نفرات ترك هشتاد هزار و شمارهء ايرانيان با فزونترين تخمين حوالى پنجاه هزار بود . روز بعد عثمانيان باعتماد زيادى عده ، اول حمله كردند و نبردى بس خونين درگرفت و در نتيجه شكست فاحشى خوردند حتى سارى مصطفى پاشا داماد سلطان نيز جزو مقتولين بود و اسيران زيادى بدست ايرانيان افتاد . نادر ازين كاميابى بس خرسند گرديد و در نامهاى به ( گليتزين » نوشت كه از زمانيكه بجنگ پرداخته چنين كاميابى نصيب او نشده و تا خبر اين پيروزى شايع شد على پاشا مدافع سرسخت گنجه فورا سر تسليم فرود آورد . ابراهيم پاشا هم تفليس را تخليه نمود .
درين بين ميانه روس و عثمانى بار ديگر بهم خورد و طرفين براى نبرد آماده شدند و درعينحال نادر رو به پيشروى به اناطولى آسياى صغير نهاد پس دولت عثمانى توسط احمد پاشا كه در ارض روم بود پيشنهاد صلح با ايران نمود و نادر كه سرگرم محاصره قارص بود در جواب تسليم قلعه قارص و تأديه خسارات جنگ از اول تصرف خاك ايران و مشمول كردن روسيه در معاهده را شرايط صلح قرارداد ولى بعد از قارص صرفنظر كرد و احمد پاشا نيز ايروان را تخليه و تسليم كرد . سپس نادر به تفليس رفت و امراى گرجى را بجاى خود نشاند و در ورود به تفليس مورد استقبال شايان گرديد و مردم را طرف عنايت خود قرار داد فقط ششهزار خانواده از مخالفين راه بود نادر بواسطه گردنكشى قبيلانگراى در داغستان عازم آنصوب شد و مشار اليه فرار اختيار نمود .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 329
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٢٩