2 - مردم ايران تشيع و سبّ خلفا را ترك گويند و به مذهب سنت بگروند در عين حال اختيار دارند طريقهء مذهب حضرت امام جعفر صادق را پيروى نمايند .
3 - احدى نسبت به نادر و پسرش خيانت نورزد .
همهء حاضرين اين شرايط را پذيرفتند و محضرنامه را امضا كردند . در اين ايام تنها ميرزا عبد الحسين ملّاباشى در مجلسى اظهار مخالفت نمود كه بامر نادر كشته شد . در هر صورت موضوع علاقه نادر به مذهب مورد بحث بين مورخين است در اوايل وى تمايل و خلوص نسبت به تشيّع نشان داد و در اينموقع طرفدارى او از تسنّن عجيب به نظر ميايد و بعيد نيست اين احوال بيشتر از حسّ ديانت . نتيجهء سياست بوده باشد كه يكى از عوامل آن جلوگيرى از مخاصمت با عثمانيان است . شايد هم وى خواب توحيد تمام ممالك اسلامى را تحت لواى خودش مىديده عامل ديگر اينكه چون تشيع در ايران توأم با حكومت صفويان بود و نادر ضعيف ساختن آن را براى شكستن نفوذ صفوى لازم ميديد .
در هر صورت سرانجام فتواى شاهى نادر صادر گشت و او باز هم در قبول تظاهر بامتناع نمود تا اينكه باصرار و ابرام بزرگان و سران كشور پذيرفت .
چون در تمام مدت ميان عزيمت نادر از قارص 1735 ( جمادى الثانيهء 1148 ) و تاجگذارى او مذاكرات بين ايران و عثمانى ادامه داشت در اين موقع كه عثمانيان براى نتيجه گرفتن ميكوشيدند و على پاشا نماينده آندولت شخصا در مغان شركت داشت نادر شاه توافق نمايندگان را جلب نمود روى مواد زيرين صلح بين دولتين منعقد گردد :
1 - چون ايرانيها از معتقدات سابق خود دست برداشته و آيين سنّت را پذيرفتند در ازاء آن طريقه جعفرى از طرف عثمانيان به حقيّت شناخته شود .
2 - چون بنام هريكى از ائمهء اربعهء سنّى ركنى در مكه هست يك ركن پنجم هم بنام امام جعفر صادق تأسيس شود .
3 - يك امير الحاج ايرانى نظير امير الحاجهاى سوريه و مصر همه ساله براى حفظ حقوق حجاج ايرانى تعيين و قبول شود .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 332
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٣٢