به تصرف درآورده مسترد و مرزهاى معاهدهء 1639 را محترم شمارد .
2 - اسيران و توپخانه متصرفه طرفين استرداد شود .
3 - زوار ايرانى كه به عتبات واقع در جوار مرزهاى عثمانى ميروند تسهيلاتى داشته باشند .
دولت عثمانى از امضاى قرارداد خوددارى نمود و نيروهاى بيشترى روانه داشت و به ظاهر سفارش كرد كه متن قرارداد تحت مطالعه است .
اما دولت روسيه از استماع پيروزى توپال عثمان ناراحت شد چون خود سرگرم نزاع بر سر لهستان بود و ميخواست عثمانيان و ايرانيان هميشه باهم درآويزند ولى بعدا خبر غلبه نادر و كشته شدن توپال عثمان اسباب سكونت خاطر روسها گشت .
نادر پس از امضاى قرارداد و زيارت عتبات عاليات توپخانهء خود را از راه خرمآباد به اصفهان گسيل داشت و خود از راه هويزه به شوشتر رهسپار شد و در آن حين والى محل را به علت همكارى با محمد خان بلوچ مقتول و عدهاى را زندانى نمود . آنگاه به رامهرمز رفت و باروبنه را در آنجا گذاشت و خود سوى بهبهان رهسپار شد و در آنجا معلوم داشت كه طهماسب خان جلاير و بيگلربيگى كهكيلويه در حركت بر ضد محمد خان هستند خود نيز به آنان پيوست و محمد خان شكست خورد و اول به شيراز و از آنجا به جهرم و لار و گرمسير و بعد از تعقيب شدن ثانوى به جزيرهء قيس پناه برد . در اين موقع بود كه لطيف خان نامى به خليج « گمبرون » رسيد و نامههائى از طرف نادر در باب درياسالارى خود و مأموريتش براى خريد كشتى به انگليسها و هلنديها ارائه نمود و اين امر بس جالب است زيرا چطور مىشود يك مرد درس ناخوانده روستازاده اهل نواحى دور از دريا مانند نادر اينچنين به اهميت نيروى دريائى پىبرده باشد و جالبتر آنكه در اين باب چندان اصرار ورزيد كه سرانجام ناوگانى تشكيل داد . فرار غلجاييها و محمد خان بلوچ و نظاير آن به او نشان داد كه بايد سواحل را تحت نظر بگيرد زيرا هروقت كمكى لازم ميشد انگليسها و هلنديها بهانه ميآوردند و عربها معمولا به فراريها يارى ميكردند . همت او محدود به نگهبانى به نادر نبود بلكه نقشهء
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٢٦