ناحيهاى بود كه از شمال محدود بود به رود كر ( كورا ) و از شرق به رود ارس . نادر حكم كرد در اينجا 12000 سراى از چوب و نى بانضمام مسجد و منازل و ميدان و بازارها و حمامها ساخته شود و حرم سر او عمارت براى خود او تهيه كنند .
نادر شب 22 ژانويه 1736 ( 9 صيام 1148 ) بدشت مغان رسيد . ترتيب و نظام اين اردوگاه جلب نظر تحسين ابراهام اسقف اعظم را كه جزو مدعوين بود نمود . نادر ظرف ايام ورود مدعوين روزانه ديوان داشت و به عرايض مردم رسيدگى ميكرد . تا اينكه بيستم رمضان همهء نمايندگان وارد شدند و جمعا بيست هزار نفر در مغان گرد آمدند . چون عده زياد بود نادر آنها را به شكل دستههاى جداگانه بديوانخانه ميپذيرفت . بزعم اسقف اعظم كه با على پاشا روز اول پذيرفته شدند تعداد هزار نفر در تالار پذيرائى حضور داشتند . به تمام حاضرين عطر و گلاب و شربت ميدادند و نوازندگان كه شماره آنان 22 تن بود بنواختن مىپرداختند روز بعد هم مجمعى نظير آن اجتماع نمود و در آنجا انجمنى مركب از طهماسب خان جلاير و شش نفر ديگر از طرف نادر اعلام داشتند كه وى بعد از منكوب ساختن دشمنان ايران و بسط رفاه و امان اكنون كه از جنگها و مبارزهها خسته شده در نظر دارد كنارهجويى كند و در كلات منزوى گردد و به عبادت پردازد و بر رجال و امناى كشور است يا طهماسب را به شاهى برگزينند يا اگر ميل به او ندارند يكى ديگر از سلالهء صفوى را به سلطنت ايران تعيين كنند . در جواب همگان كه ميدانستند اين پيشنهاد نادر صميمانه نيست فرياد برآوردند كه ما تنها نادر را بشاهى برمىگزينيم . اين وضع چند روز تكرار شد تا اينكه نادر دستور داد خيمهء بزرگى كه دوازده ستون مىخورد برپا كردند و آن را مفروش و مزين ساختند و نادر امراى ملك را در آنجا احضار نمود و همان موضوع تعيين شاه را پيش كشيد باز همه حاضرين او را نامزد كردند اين عمل نيز چهار روز ادامه داشت تا اينكه نادر مجلسى ديگر تشكيل داد و در آنجا اعلام داشت كه سلطنت را با شروط ذيل مىپذيرد :
1 - احدى نادر را ترك نگويد و بيكى از فرزندان شاه مخلوع نه پيوندد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٣١