تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
و ايرانيان در ساختن مستحكمات در خط محاصره فعاليت عجيبى نشان دادند و تنها عدهء برجهائى كه براى گلوله انداختن بنا كردند به دو هزار و هفتصد ميرسيد . در اين حين مجبور گشت به منكوب ساختن عاصيانى در بصره و لار و مسقط هم بپردازد . كار محاصره بغداد به جائى رسيد كه سكنهء آن بجان آمدند و احمد پاشا در سلخ محرم 1146 قاصدى به منظور تسليم شدن نزد نادر فرستاد . درين بين نيروى عظيم كمكى عثمانى تحت فرمان توپال عثمان پاشا كه از طرف سلطان اعزام شده بود نزديك ميشد و احمد پاشا با استماع اين خبر تاريخ تسليم را بتأخير مينداخت تا اينكه نادر باوجود ادامهء محاصره مخفيانه با نيروئى از محاصرين و غير آن بمقابلهء عثمان پاشا شتافت و در محل « جديده » در ساحل دجله جنگ خونينى درگرفت جريان باد گردآلود و نور سوزان آفتاب مغرب بر ضد ايرانيان بود تشنگى شديدى هم بر آنها عارض شد در صورتى كه تركها برود مسلط بودند . در نتيجه ايرانيان شكست خوردند و نادر كه خودش پيش جنگ بود به زحمت از خطر در رفت ولى اين پيروزى براى عثمانيها ارزان تمام نشد زيرا بيست هزار تن تلفات دادند ( 6 صفر 1146 ) از طرف ديگر احمد پاشا كه در بغداد از نزديك شدن قواى كمكى و جنگ با نادر مطلع شد ناگهان بقيهء نيروى محاصره را مورد حمله قرار داد و آن را منهزم ساخت . نادر برگشت و در مندلى با سركردگان خود انجمن كرد و از سوء طالع شكايتى ننمود و نفرات خود را براى تجديد قوا مرخصى داد و خود با كمال جديت به ترميم زيان و جبران خسران پرداخت سپس به همدان رفت و دستور داد در سراسر كشور بگرد آوردن نيرو و مهمات اقدام شود . بسى نگذشت آماده گشت و در 22 ربيع الثانى با نيروى جديد خود از همدان رو به مرز عثمانى حركت كرد . و در كرمانشاه شنيد كه فولاد پاشا كنار رود دياله با قوائى براى حفظ كركوك مستقر شده فورا بدانسوى تاخت و دشمن را به عقب‌نشينى واداشت در اينجا خبر آوردند كه محمد خان بلوچ طغيان كرده عده‌اى از ناراضيها نيز به آن شخص پيوسته بودند نادر اين طغيان را چندان مهم نشمرد كه مبارزه خود را با عثمانيان متوقف سازد ، پس به قصد كوبيدن