تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
زمان ملكه انّا ايوانونا « 1 » منعقد گشت ( اول فوريه 1732 ) كه بموجب آن روسيه حاضر شد تا پنج ماه گيلان و ساير اراضى متفرقه از ايران را به استثناى سرزمين شمال رود ( كورا ) را تخليه كند و به ايران مسترد دارد . در اين بين شخصى بنام اسماعيل ميرزا كه مدعى بود برادر طهماسب است و از چنگ افغانها جان بدر برده ، ظهور كرد و طهماسب او را برادر خود شناخت ولى بعد در نتيجهء شايعات مواضعه بر ضد شاه مورد سوءظن واقع و اعدام گشت . نادر كه سرگرم پيشروى از هرات بسوى فراه بود از استماع اين اخبار و خبر معاهده بين ايران و عثمانى سخت برآشفت و بلافاصله قاصدى نزد سلطان عثمانى فرستاد كه بايد اراضى ايران را كاملا تخليه كنند و يا مهياى جنگ باشند و قاصدى نيز نزد احمد پاشا گسيل داشت تا ابلاغ كند كه به زودى بسوى بغداد ميآيد . از آنطرف هم نظر خود را به مردم كشور خود و به درباريان روشن نمود و در بيانيه‌اى كه صادر كرد به « كلانتران و اهالى و اعيان ممالك محروسه » اعلام نمود كه اين مصالحه در نظر ما حكم نقش بر آب و موج سراب دارد زيرا كه مقصد اصلى استخلاص اسراى ايران بود كه مطلق بدان نپرداخته و اين امر مهم را در ضمن صلح مندرج و مذكور نساخته‌اند و امثال ما بندگان . . . براى همين است كه يارى ضعيفان نموده شر مخالفين را از سر مسلمين رفع و ماده فساد را از مزاج ممالك دفع كنيم . . . تحمل اين امر كردن از حميت دور و منافى طبع غيور است چون سطور مذكور مغاير رضاى جناب سبحانى و مخالف دولت ابد مدت خاقانى بود لهذا بعز امضا مقرون نفرموديم » « 2 » و تصريح نمود كه بعد از عيد فطر مبادرت به جنگ خواهد كرد و اخطار كرد كه هركه درين عزم به او نپيوندد : « از كسوت حميت عارى و بىبهره از سعادت ديندارى و سزاوار لعن حضرت بارى بوده از حوزهء اسلام ارج و در زمرهء خوارج معدود خواهد بود » « 3 »
هامش
( 1 ) -Anna Ivanovana( 2 ) - تاريخ نادرى : ( در بيان مصالحهء شاه والاجاه با روميه و فسخ آن از جانب حضرت ظل اللهى ) ( 3 ) - تاريخ نادر وقايع سال 44 - 1143
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 321 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى