تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
ظاهرا در اينموقع بود كه نادر نامه‌اى به محمد على خان بيگلربيگى فارس فرستاد و در آن پيمان با تركيه را مردود شمرد و در مقام بحث از فتوحات خود « به يمن لواى ولاى خاندان حيدر صفدر و ائمهء اثنى عشر » اشاره كرد تا اينكه چغى يوشت « امروز روز اعادى تيره و دست اقبال شيعيان هواخواهان اين دولت ابد مدت چيره » « 1 » است و در پايان از عزم خود داير باينكه بعد از عيد فطر براى نبرد با عثمانيان حركت خواهد نمود سخن به ميان آورد . اين معاهده به آن بدى هم كه نادر جلوه داده نيست بلكه از يك لحاظ با شرايط اينزمان به مصلحت ايران بود و چنان كه در گذشته ذكر شده در عثمانى آن را براى خود توهين‌آور ميشمردند . گرچه عدم لياقت و جنون طهماسب واقعا فتوحات نادرى را عقيم ميكرد ولى از طرف ديگر ايرادگيريهاى نادر از او فقط براى اين موضوع نبود پس قصد اين هم بود كه طهماسب را در نظرها خوار كند دور نيست عبارات او راجع به تقديس ائمه نيز بيش از عقيده مبتنى به سياست جلب قلوب شيعيان به خودش بوده باشد . نادر نوروز را در هرات گذراند و حسنعلى بيگ را براى توضيح ثانوى مطلب پيش شاه طهماسب فرستاد و از او درخواست كرد در قم به او ملحق شود تا باهم بضد عثمانيان حركت كنند . نادر ابداليها را در مشهد مورد عنايت قرار داد و دستور فرمود با او بسوى عثمانى عزيمت كنند و خود بعد از طواف مرقد حضرت امام رضا به راه افتاد و از تهران بعد از تقويت و تجهيز نيرو به علت نيامدن طهماسب به اصفهان رفت و يك مهمانى با شكوه براى شاه داد و او در آن مجلس عيش و طرب مستغرق عيش‌ونوش مفرط گشت و نادر اين عياشى و بىمبالاتى او را معروض نظاره مردم اصفهان قرار داد و همگى بعدم لياقت و خلع او و نصب پسرش عباس ميرزا رضايت دادند . به روايت محمد محسن ( زبدة التواريخ ) خلع شاه طهماسب شش روز بعد از ورود نادر به اصفهان انجام يافت
هامش
( 1 ) - متن را كه مؤلف محترم با مختصر تلخيص ترجمه كرده از كتاب مخزن الانشاء جمع‌آورى محمد رضا بن محمد رحيم كلهر نقل كردم .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 322 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى