تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
عثمان پاشا رو به كركوك نهاد . عثمان پاشا باوجود فيروزى سابق خود گول نخورده بود و احتياج خود را به ترميم و تقويت ميدانست و مستمرا از استانبول قواى امدادى طلب ميكرد و موفق نميشد . اولين برخورد در محل ليلان چند ميلى كركوك بدون نتيجه انجام يافت ولى توپال عثمان قواى عمدهء خود را در حال دفاع ذخيره نمود نادر به اميد تحريك عثمان پاشا و خروجش از كركوك به قلعهء ( سورداش ) حمله كرد و تصرف نمود و قسمتى از نيروى عثمانى بدست او افتاد درين بين خبر رسيد كه نيروئى تحت فرمان ممش پاشا جوار گردنه ( آق دربند ) جا گرفته نادر از راه صعب العبورى حركت نمود و به بالاى سر تركها رسيد و به حمله آغاز نمود درين ميان نيروى عثمان پاشا هم به نيروى ممش پيوست ايرانيان حمله خشم‌آلود بهادرانه كردند و بعد از جنگ خونينى عثمان پاشا كشته شد و سرش از تن جدا گشت و نيروى عظيم عثمانى با دادن بيست هزار تن تلفات منهزم و پراكنده گشت نادر از سرآمد عثمان پاشا متأثر گشت و دستور داد سر و تن را بهم آوردند و جسد سردار ترك را به احترام تحت نظر قاضى عبد الكريم افندى كه اسير افتاده بود براى تدفين به بغداد فرستاد و بعد از تصرف حلّه و نجف و كربلا عده‌اى را در محاصرهء بغداد باقى گذاشت و بسوى تبريز روانه گشت ولى در بانه خبر يافت كه تيمور پاشا با استماع اخبار شكست عثمانيان خود تبريز را تخليه كرده لاجرم نيروى ايران دوباره آن شهر را استرداد نمود پس نادر لزومى براى پيشروى به آذربايجان نديد و براى پايان دادن به محاصرهء بغداد و تصرف آن شهر عازم گشت ولى خبر طغيان محمد خان بلوچ او را ناراحت ساخت . با اينهمه خود مبادرت نكرد بلكه طهماسب خان جلاير و اسمعيل خان خزيمه والى كهكيلويه را مأمور آن صوب كرد و خود از آنجا يعنى « طوز خرماتلى » به سامرّه و از آنجا به خط محاصره بغداد رفت و درين وضع ( احمد پاشا پيشنهاد صلح نمود كه بعد از مذاكرات لازم در 19 دسامبر 1733 ( 1146 ) 7 معاهده صلح امضاء شد كه شرايط آن از قرار ذيل بود : 1 - دولت عثمانى موافقت مىكند كه كليهء اراضى ايران را كه در مدت ده سال اخير