بين دو و سه هزار تحت فرمان محمد سيدلخان غلچهء گسيل داشت . نادر براى جلوگيرى از اين كار به عبد الله خان براهوى حاكم بلوچستان دستور داد از جنوب به هرات حمله كند ولى وى بواسطهء محاربه با ميانمحمد خدايار خان رئيس عشاير كلهراى سند كه در اين زدوخورد كشته شد ، نتوانست اطاعت امر نادر را كند .
بعد از نوروز ( 1143 ) نادر از راه طرودو تربت شيخ جام به نقره كه چند فرسخى هرات بود پيشروى كرد در اولين زدوخورد شخصا با هشت تن در برجى محصور شد و به خطر افتاد ولى سرانجام طالع جنگ بنفع ايرانيان شد و نادر خلاص يافت . بعد از زدوخوردهاى ديگر نادر موفق شد هرات را محاصره كند و خروج سيدال خان و ذو الفقار و جنگهاى متفرقه و خدعهها و عهدشكنىهاى ابداليها سرانجام در غرهء رمضان ( 1144 ) هرات تصرف شد مدافع هرات اللهيار خان به ( ملتان ) تبعيد شد و شصت هزار از ابداليها به مشهد و نيشابور و دامغان انتقال داده شدند . محاصرهء هرات جمعا ده ماه طول يافت و بعد از فتح هرات خبر شكست طهماسب از عثمانيان در محل قوريجان بدان صوب شتافت .
چيزى كه در باب جنگ هرات قابلتوجه است رحم و گذشت نادر از ابداليهاست در صورتى كه آنها چندين بار حيله و دروغ به كار بردند و پيمانشكنى كردند . بعيد نيست اين مساعدت از قرابت نژاد نادر با تركها و عدم اعتماد كامل او به مردم شيعه ايران بوده باشد به همين علت هم نادر از ابداليها و تركمنها و ساير اقوام به لشكريان خود ملحق ميساخت و فكر روزى را ميكرد كه بين او و طهماسب ستيزگى روى دهد .
فصل ششم جنگ وخيم طهماسب با عثمانيها و مخلوع شدنش
موقعى كه نادر با عثمانيها مىجنگيد شاه طهماسب در اصفهان ماند . در مراجعت نادر براى سركوبى ابداليها ، شاه طهماسب و وزيرانش بقول محمد محسن ( مؤلف زبدة التواريخ ) سرگرم عيشونوش معتاد خود بودند . سپس شاه طهماسب با تحريك