چون اين خبر به طهماسب رسيد او هم خود را در قزوين شاه ايران اعلام كرد 14 صفر 1134 ( 24 نوامبر 1722 ) . بلافاصله محمود نيروئى به اصفهان فرستاد و قزوين را اشغال نمود و طهماسب به تبريز گريخت ولى رفتار ظالمانه افغانان سبب شد مردم آن شهر قيام كردند و مهاجمين را عرضهء شمشير ساختند و بقيه به اصفهان فرار كردند محمود ازين خبر متوحش گشت و براى ترساندن مردم چند تن از شاهزادگان صفوى را با سيصد تن از اعيان و درباريان سلطان حسين را مقتول ساختند .
روسيه هم آرام ننشسته بود . در همان اوان محاصره اصفهان پطر كبير درصدد اقدام بود و در نظر داشت سال بعد ( 1723 ) بهحركت آيد ولى وقايع ايران و حوادث قفقاز و مخصوصا مداخله دولت عثمانى در شيروان او را به تسريع وادار نمود . يكى از مقاصد مهم او منحصر ساختن درياى خزز به روسيه و قطع نفوذ عثمانى از سواحل آنجا بود . پس در رأس يك نيروى سوار و پياده در ژويه 1722 از هشترخان با كشتى حركت كرد و در خليج اگره خان كه در شمال ( ترخو ) واقعست پياده شد و رو به « تبرستان » نهاد و در آنجا روسها با مقاومت عشاير داغستان ( عشيرهء قره قيطاق ) مواجه شدند و آنها را شكست دادند و آن عشاير از سلطان عثمانى كمك خواستند و در اين بين پطر دربند را گرفت و پادگانى در آنجا گذاشت و خود به هشتر خان برگشت و در آنجا پيامى از اهالى گيلان به او رسيد كه ازو براى دفع افغانان گلزاى كمك تقاضا كردند و او قوائى تحت فرمان ( ژنرال لواشو ) به انزلى گسيل داشت . پطر در گرجستان هم « وختانگ ششم كرتلى » برادر كيخسرو خان را با خود متفق ساخت .
اين خبر پيشروى پطر به ايران نزديك بود جنگ روس و عثمانى را بوجود آورد .
بالاخره دولت عثمانى براى جلوگيرى از پيشروى روسيه قرار داد مستقيما به ايران تجاوز كند و در 1723 اعلان جنگ نمود و علماى سنّت هم براى جنگ با ايرانيان فتوا دادند پس عثمانيان گرجستان و تفليس را اشغال كردند شاه طهماسب صدر اعظم خود اسمعيل بگ را به منظور عقد پيمان اتحاد به روسيه فرستاد و پيمان در 23 سپتامبر بسته شد كه به موجب آن روسيه قبول كرد به طهماسب در تأمين صلح در ايران كمك
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 302
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٣٠٢