تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
گرفته بودند و چون او از امضاى پيمان خوددارى كردند عثمانيها بيشتر به داخلىهاى كشور پيشروى آغاز نمودند و احمد پاشا به همدان حمله نمود و آن شهر بيش از دو ماه مقاومت سخت نشان داد و در ضمن نيروى عثمانى نخجوان و ايروان را متصرف شد گرچه حمله آنان به تبريز دفع گشت بعدا در 1725 گنجه را گرفته و حملهء ثانوى به تبريز كردند و طهماسب به اردبيل رفت و پيشروى دشمن در آنجا او را مجبور برفتن به قزوين و تهران ساخت ولى در آنجا هم امانى نيافت زيرا دشمنى نوين روى آورده بود . حمله روسيه به ايران به واسطه مرگ پطر بزرگ ( در 8 فوريه 1275 ) متوقف شد فقط بعد از مدتى براى حفظ آنچه گرفته بودند روى آوردند . درين معركه انقسام ايران شخصى از عشيره كرانى در بختيارى قيام كرد و مدعى شد كه صفى ميرزا فرزند طهماسب است و سه سال كشيد تا فتنهء او خوابانده شود ولى قيام اين شخص زيان ديگرى كه داشت « محمود با تو » هم اينكه همو صفى ميرزاى واقعى فراريست فاجعه نوينى راه انداخت و شاهزادگان صفوى را كه در اصفهان مانده بودند باستثناى خود سلطان حسين و دو شاهزاده به قتل رسانيد . ( 1725 ) در خلال اين احوال محمود خيالى و بدبين شد و پسر عموى خود اشرف بن عبد العزيز را كه برازندگى جنگى داشت و بين افغانها طرف توجه واقع گشته بود زندانى كرد و خود روحا و جسما بيمار و بموجب اخبار فلج يا گرفتار جذام گرديد . اين حال هولناك بمخالفين او فرصت داد كه اشرف را روى كار آوردند و او محمود را بكشت ( 12 آوريل 1725 ) گويند وى از سلطان حسين تقاضا نمود دوباره بر تخت شاهى برگردد سپس از روى خدعه شاه طهماسب را به ملاقاتى دعوت نمود و مشاورين او را از قبول اين دعوت برحذر داشتند آنگاه اشرف رو به تهران نهاد و طهماسب به مازندران فرار نمود . و بعد از آوارگى در جنگلهاى آنجا به سارى رفت و در آنجا بر خلاف انتظار مورد استقبال عامه واقع گشت و فتحعلى خان قاجار استرآبادى با دو هزار نفر به او ملحق شد .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 304 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى