تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
توانست از فرصت استفاده كند ولى در گرجستان و داغستان به تهيه زمينه پرداخت و به سال 1719 « عادل‌گراى » شمخال داغستان رسما پطر را بر ضد ايران تحريك كرد . « 1 » دولت عثمانى هم درين وقايع بىعلاقه نبود و براى جبران خساراتى كه از جبههء غرب حادث شده بود به سوى شرق رو آورد و فراموش نكرده بود كه بين سالهاى 1578 و 1607 به آذربايجان و گرجستان و شيروان تسلط داشت و باز طمع آنها را داشت . پس براى اطلاع از وضع ايران در پايان سال 1720 سفيرى بنام درّى افندى به تهران گسيل داشت وى بعد از سه ماه به استانبول برگشت و انحطاط ايران و نبودن افراد كاردان در رأس امور آنجا را گذارش داد در اين بين وضع ايران بدتر شد زيرا فتحعلى خان اعتماد الدوله داغستانى وزير عمدهء دربار با تسويل دشمنانش خلع و زندانى و نابينا گردانيده شد و برادرزاده او لطفعلى خان كه سردار قابلى بود نيز از مقام خود معزول گشت و بدينواسطه تنها دستهء زورمند نظامى كشور از بين رفت . در خليج فارس هم كارها از بد به بدتر ميرفت و در سال 1717 امام سلطان بن سيف ثانى شيخ مسقط كه بحريه نيرومندى داشت به جزاير بحرين حمله برد و تصرف كرد . در مركز ايران هم عشاير بلوچ كرمان و لار را معروض تاخت‌تاز ساختند و در 1721 به بندرعباس يورشى بردند و خواستند در كارخانجات انگليسى و هلندى هم دستبردى كنند ولى عقب رانده شدند . در لرستان و كردستان هم قيام هاروى داد و در همانموقع يعنى در 1720 ملك محمود سيستانى والى « تون » از فرمان شاه خارج شد وى مردى حريص بود و به خاندان كيانى سيستان انتساب داشت كه مدعى بود تيره آن به صفاريان ميرسد . در تابستان 1721 مردم سنّى شيروان بر ضد دولت قيام كردند و عشاير داغستان به يارى آنان برخاستند يك علت اين قيام از بابت فتحعلى خان داغستانى بود اينان به
هامش
( 1 ) - اين شمخال ( كه لقب سران عشاير داغستانى است ) موسوم به غازى قموق بود .