تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
بالا گرفت . تقى خان بگلربگ فارس الحاق به شورشيان را به سود خويش شمرد و حتى رهبرى قيام را به عهده گرفت . در سال 1157 ه . - 1744 م . در ناحيهء استرآباد ايل قزلباش قاجار دست به شورش زد و رئيس موروثى ايل محمد حسن خان قاجار پيشوايى شورشيان را عهده‌دار شد . چنان‌كه پيشتر گفته شد فتحعلى خان قاجار پدر محمد حسن خان در سال 1139 ه . - 1726 م . بنا به ميل نادر مقتول شده بود . ايل چادرنشين تركمن به نام يموت به قيام پيوست و چيزى نگذشت كه روستاييان و بينوايان شهرى ايالتهاى استرآباد و مازندران نيز به شورشيان ملحق شدند . حتى بعد از آنكه شورش ايلات چادرنشين با بيرحمانه‌ترين طرزى فرونشانده شد - روستاييان مازندران و استرآباد چندين ماه مبارزه را ادامه دادند . شاه به امير استرآباد امر كرد كه تمام شورشيان را اعدام كند . امير جواب داد كه چنين امرى محال است زيرا كه در اين صورت بايد همهء مردم ايالت اعدام شوند . معهذا - به گفتهء هانوى - امير استرآباد بعضى از قيام‌كنندگان را زنده سوزاند و عدهء كثيرى را به دار آويختند و روستاييان را گروه‌گروه نابينا كردند و زنان ايشان را به بردگى ميان سپاهيان نادر شاه تقسيم كردند . در سال 1157 هجرى ايل چادرنشين كرد به نام دنبلى در ناحيهء خوى و سلماس قيام كرد و بزرگان ايل و روستاييان به قيام‌كنندگان پيوستند . محمد كاظم اعتراف مىكند كه دنبلىها جز شورش چاره‌اى نداشتند زيرا قادر نبودند مالياتهاى گزافى را كه بر آنها وضع شده بود بپردازند . اين قيامها را دولت نادر شاه به زحمت توانست فرونشاند . اندكى پيشتر از تاريخ فوق در سال 1156 ه . - 1743 م . فراريان ايرانى در خاك تركيه و ناحيهء قارص مقدمات خروج شخصى را كه خود را صفى ميرزا فرزند شاه سلطان حسين مىخواند فراهم مىكردند . اين صفى ميرزاى دروغين درويشى بود كه در سال 1143 ه . - 1730 م . نيز در رأس بينوايان شهرى ( لوطيان ) شوشتر اقدام به