سلطان حسين مشهود بوده به پاره شدن شيرازهء امور معيشت عمومى و ويرانى كامل اساس اقتصاد منجر شد .
بديهى است كه بيش از همه روستا زيان ديد و رنج برد . تنها در واحهء اصفهان قريب هزار قريه ( يعنى دو ثلث قراء آن بخش ) ويران گشت و بىسكنه ماند . سدها و بندها و كاريزها و ديگر مؤسسات آبيارى خراب شده و يا از حيز انتفاع افتاد . از آن جمله سد معروف « بند سلطان » بر رود مرغاب نزديك مرو ويران گشت . بسيارى از روستاييان به دست لشكريان دشمن كشته يا به توسط تركان به اسيرى و بردگى برده شدند و يا از گرسنگى و بيمارى - اين دو رفيق جدا - نشدنى و هميشگى مهاجمات بيگانه و حربها و جنگهاى خانگى - مردند . كشاورزى در كنار پرتگاه نابودى قرار داشت زيرا اساس آن در روزگار گذشته بر اثر سياست مالياتى شاه سلطان حسين لطمهء سخت ديده بود .
دربارهء وضع زندگى روستاييان در آن عصر از روى مطالب كتيبهاى كه بر سر در مسجد قريهء وانند در بخش نخجوان به تاريخ 1145 ه . ( 3 - 1732 م . ) نقر شده مىتوان قضاوت كرد . در كتيبهء مزبور ضمن مطالب ديگر به اين جملات برمىخوريم :
« بر اثر قحطى و فشار فقر و احتياج آن عهد مصيبتزا جهنم واقعى بود بهطورى كه در ظرف يك سال قريهء وانند و قراء مجاور آن سه بار دستخوش نهب و غارت گشت و بسيارى مردان و زنان مسلمان كشته و يا به اسيرى برده شدند و ديگر بندگان خدا پركنده گشتند و از رود ارس گذشته در قراء ساحل مقابل مسكن گزيدند و در آن ايام منحوس تجارت نيز موقف شده بود » .
آبراآمكرتاتسى اسقف ارمنى كه شاهد اوضاع بود مىگويد كه در سالهاى 1735 و 1736 م . در سراسر گرجستان شرقى و ارمنستان و آذربايجان قحطى و گرسنگى بيداد مىكرد و همهجا بهاى گندم و جو سخت بالا رفته بود . اين وضع كشورهاى قفقاز بود و اوضاع ايران نيز بهتر نبود .
شهرها بهطور عموم بويژه در مغرب و داخل ايران خراب شده بود . اصفهان و شيراز و قزوين و يزد و تبريز دستخوش غارت گشته بود . شهرهاى مزبور بيش از دو
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٧٩