مؤسس سلالهء قاجار را كه مردى ذينفود بود و نادر وى را رقيب عمدهء خويش در مبارزه به خاطر سلطنت ايران مىدانست - صادر كند .
نادر ملك محمود سيستانى را شكست داد و مشهد را از دست او خارج ساخت ( سال 1139 ه . ) و خراسان را مطيع خويش كرد و افغانان ابدالى را منهزم نمود و هرات را تسخير كرد ( سال 1729 م . - 1142 ه . )
نادر كه نام طهماسب قلى خان را بر خود نهاده بود ( كلمه به كلمه يعنى « خانى كه بندهء طهماسب است » ) زمام حكومت تمام ايالات شاه طهماسب دوم را به دست خويش گرفت و شاه آلت فعل سادهء « بندهء » خود شد .
در سال 1729 م . - 1142 ه دو بار افغانان غلجهزايى را - در مهماندوست و درهء خوار واقع در جبال البرز شكست داد و اشرف پس از بازگشت به اصفهان از بيم شورش مردم آن شهر - سه هزار نفر از آنان را اعدام كرد و باقى را از شهر تبعيد و در قراء اطراف ساكن ساخت .
باوجود كمكى كه تركان به اشرف كرده توپخانه برايش فرستادند ، نادر بار ديگر نزديك مورچهخورت وى را شكست داد ( 29 نوامبر سال 1729 م . - 1142 ه . ) و اشرف بعد از اين شكست بازار اصفهان را غارت كرد و اموال غارتى را با خود برداشت و شاه سلطان حسين مخلوع را كشت و شهر را ترك گفت . نادر به دنبال لشكر افغان به فارس رفت و در سال 1730 م . - 1143 ه . بار ديگر آنان را منهزم و پراكنده ساخت .
اشرف هم هنگام فرار به دست رئيس يكى از ايلات بلوچ كشته شد . موفقيت نادر تنها نتيجهء كادرهاى نظامى او نبوده بلكه بيشتر مربوط به پشتيبانيى بود كه تودهء مردم كه مايل به آزادى كشور خود بودند - از وى به عمل آوردند .
مناسبات ايران با روسيه و عثمانى
اشغال ايالات مجاور كرانهء بحر خزر كه بر اثر جنگ خراب و فقير شده بود - از طرف روسيه منافعى را كه انتظار داشت نصيب آن دولت نساخت بلكه برعكس موجب