ثبات فشرده ، حملهء ايشان را رد كردند . بعضى گويند كه ايرانيان بر احمد خان تاختند .
على اى حال احمد خان به تعجيل به جانب قندهار شتافت و آن شهر را به تصرف در آورد ، و همچنين بر خزانه كه از كابل و سند به طرف اردوى ايرانيان مىرفت حمله برده آن را نيز متصرف شد و ، به اين وسايط اقتدار يافته به زودى بنياد حكومتى افكند كه ملل اطراف از وى حساب برگرفتند .
امرائى كه نادر را به قتل آورده بودند ، به سلطنت على قلى خان كه در آن وقت در سيستان بود ، اتفاق كردند . على قلى خان به مجرد اين خبر به خراسان شتافته بر اورنگ پادشاهى برآمد و اول كار او اين بود كه فرمانى به اطراف فرستاد و در آن مذكور ساخت كه قتل نادر به حكم او بود . اگرچه مقصود ازين كاغذ صيانت كشندگان نادر بود ، لاكن دليلى ظاهر و قوى به دست مىدهد كه ، تا چه حد جور و بيداد نادر دلهاى خلايق را آزرده ساخته بود . برادرزادهاى كه مشمول عنايات وى بود ، از اهالى ايران در سلطنت معاونت مىطلبيد به سبب اينكه ، چنان كه خود گويد ، ظالمى بىباك و هتاكى سفاك را از جاى كنده و از پاى انداخته است . خونخوارى كه نشاطش در خونريزى بود و اسر رعاياى خود كلهء منارها ساخت . بنابراين گويد : ما حكم داديم كه محمد قلى خان قراولان افشار را فرمان دهد تا آن غدار را گرفته از تخت به تخته كشند . و اين عمل را خدمت به عموم ناس و موجب رفاه ملك و ملت دانستيم . و در همين فرمان مىگويد كه ، به دعوت امر از سيستان به مشهد رفته و به اتفاق اعيان سپاه و استدعاى اهالى مشهد به تخت برآمد ، به جهت اينكه ايران را از ويرانى و رعيت را از پريشانى رهائى دهد . و در آخر گويد كه : به ملاحظهء اموالى كه در عهد نادر به جور از مردم گرفته شده ، و ظلم شديدى كه بر ايشان رفته و تا غضب الهى تسكين يابد ، ماليهء آن سال و تحميلات علاوهء بر ماليهء مقرره را تا سه سال به رعايا بخشيديم .
بالجمله ، نام على عادل شاه بر خويش نهاده صاحب سرير گشت . بعضى از افواج وى قلعهء كلات را كه خزاين نادر در آن بود على الغفله به تصرف آوردند . نصر اللّه ميرزا و امام قلى ميرزا و شاهرخ ميرزا در آن وقت در كلات بودند ، چون صورت حال بدين
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٦٩