تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
منوال يافتند فرار برقرار اختيار كردند ، لاكن ايشان را تعاقب كرده گرفتار ساختند . نصر اللّه ميرزا و امام قلى ميرزا و رضا قلى ميرزا و سيزده نفر ديگر از فرزندان و فرزندزادگان نادر به قتل رسيدند . فقط كسى كه باقىمانده ، شاهرخ پسرزادهء نادر بود كه ، در آن وقت چهارده سال از عمرش گذشته بود . گويند كه سبب ابقاى شاهرخ اين بود كه هنوز سلطنتى كه عادل شاه غصب كرده بود قوامى نداشت . و خيال آن غدار بى رحم اين بود كه ، اگر رعيت گويند كه : بايد يكى از نسل نادر پادشاه شود ، شاهرخ را بر تخت نشانده خود به اسم او سلطنت كند . پس به جهت جذب قلوب و جلب خاطر ، دست به تبذير و اسراف گشاده ، در اندك مدتى خزاين نادرى را بر باد داد ؛ لاكن با اين حال هيچ‌كس به پادشاهى او راغب نبود ، لهذا سلطنتش دوامى نكرد . محمد قلى خان كه سبب كلى در قتل نادر بود ، از نظر وى افتاده ، و عادل شاه او را گرفته مقيدا به خوانين حرم نادرى سپرده او را ريزريز ساختند . برادر عادل شاه ابراهيم خان كه از جانب برادر حكومت عراق داشت ، با وى مصاف داد ، جمعى از لشكر عادل شاه در آن جنگ از وى روى گردان شده شكست يافت و گرفتار گشته چشمانش را كندند . ابراهيم خان چون مىدانست كه امراى مقتدر به طرف شاه رخ مايلند ، ارادهء خود را ظاهر نساخت . قصد كرد كه اول شاهرخ را با خزانه به دست آرد ، اما چون ديد فايده‌اى برين تدبير مترتب نشد آنچه كه در خاطر داشت ظاهر كرده نام پادشاهى بر خود گرفت . و بر امير ارسلان « 1 » كه در آذربايجان علم استقلال برافراشته بود غالب شد ، اما ايام حكومتش كمتر از برادر بود . به دست لشكر خود گرفتار گشته ، صاحب منصبى كه او را به مشهد مىبرد ، به مرجع اصلى فرستاد . و عادل شاه را نيز به مشهد فرستاده به قتل رسانيدند . شاهرخ پسر رضا قلى ميرزا و مادرش دختر شاه سلطان حسين است ، بدين سبب و هم به جهت جوانى و نيكوئى اندام و حسن معاشرت و رحم طبيعى او ، خلق را به
هامش
( 1 ) - در جهان‌گشا : امير اصلان مىنويسد ( حاشيه ) .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 270 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى