عبور از رود پنجاب و اتك نيز به جهت حادثهاى كه بر پلها رسيد ، در عهدهء تعويق افتاد . و همچنين وقتى معلوم شد كه كوهستانيهاى كابل به عزم چپاول اردوى او كمر بستهاند ، بنابراين نادر كسان فرستاد تا آن طايفه را مبلغى خطير داده از آن اراده بازداشتند . و اين صورت نيز سبب تعويق حركت لشكر شد . چون وضع ملكى كه اين لشكريان از ميان آن بايد عبور كند و اسباب و اثاثه و اموال عظيمى كه همراه داشتند و خطرى كه بر اندك اغتشاش اردو مترتب مىشد ملاحظه شود نمىتوان پيشبينى و عاقبتانديشى كه در اين مقام به كار برد نادر را ملامت كرد .
چون بعد از مراجعت از هندوستان سه ساله خراج ايران را به رعايا بخشيد ، و جمعى كثير از ارباب صنايع و مطرب و مغنى از هندوستان آورده بود ، مردم را گمان اين شد كه ، دولتى بىنهايت به چنگ شاه و لشكر افتاده ، بعد از اين به عيش و عشرت صرف اوقات خواهند كرد .
و همچنين از قرنهاى دراز اهالى ايران فيل نديده بودند مگر تصوير آن جانور را در تماثيل و آثار قديمه و چون نادر فيلهاى بسيار از هندوستان به ايران آورد ، اهالى آن مملكت وى را ثانى شاپور و تالى انوشيروان بلكه از هردو بزرگتر خواندند .
منقول است كه بعد از فتح هندوستان ، عساكر نادرى مايل آرام بودند ، لاكن نادر خوب مىدانست كه انجام آرامى لشكر بدنامى كشور است ، لهذا بعد از عبور از رود اتك ، جنگ يكى از امرا را كه در آن وقت بر بلاد سند حكومت داشت ، پيشنهاد خاطر ساخته در حركت آمد . در اول نهضت نادر شاه به جانب هندوستان ، امير مزبور اظهار هواخواهى كرده بود ، به جهت اينكه اين معنى را ممد استقلال خود مىدانست ، اما چون بنابر معاهدتى كه ما بين محمد شاه و نادر شاه وقوع يافت ، ممالك وى ضميمهء دولت ايران گشت ، تغيير تدبير داده خزاين خود را در قلعهء امركوت نهاده خود حركت مذبوحى نمود ، لاكن چون مستقر حكومت او را گرفته به باد تاراج و غارت دادند . از در انقياد پيشآمده خود را به حمايت نادرى سپرد . نادر آنچه داشت از وى گرفته حكومت سند را كما فى السابق به او گذاشت ، به اين شرط كه خراجگذار دولت ايران
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٥٥