تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
صورت بايد سبب ازدياد كوشش مردان ما شود . پس از آن گفت كه : شب گذشته در خواب ديد كه ، جانورى قوى در خيمهء او تاخته قصد وى كرد و ، او بعد از زدوخوردى زياد ، آن جانور را هلاك ساخت ، و همين فالى است نيكو و علامتى خير ، بل دليلى واضح بر ظفر ما . و همچنين گفت كه : دشمن در پيش‌رو نشسته و دو طرف اردو نيز به قلعهء ايروان و زنگى چاى پيوسته ، اگر فتورى در عزم و قصورى در رزم واقع شود ، راه نجات از همه جهت بسته خواهد بود . اگرچه اين كلمات مورث جرأت لشكريان شد ، حركات او بيشتر سبب جلادت ايشان گشت . بعد از آنكه نظم سپاه را به بهترين وضعى مقرر كرد ، خود با جمعى از بهادران بر دشمن تاخت و به هرطرف روى آورد ، مانند اجل محتوم و قضاى مبرم ، كس را با وى ياراى مدافعت و نيروى مقاومت نبود . در يكى ازين حملات ، رستم نام يكى از سپاهيان عبد اللّه پاشا را كشته سر او را به نادر برد ، و چون هنوز تنور حرب گرم بود ، نادر فرمود تا سر را بر نيزه و در جائى كه همهء لشكريان عثمانى توانند ديد ، برپا كنند . تركان را نظر بر سر سرعسكر افتاده پراكنده شدند و ، صحرا از كشتگان ايشان مالامال شد . و بعد ازين فتح ، گنجه و تفليس مسخر گشت . چون رجال دولت عثمانى حال بدين منوال ديدند ، طالب مصالحه گشته بر همان عهود و شروطى كه سابق ما بين نادر و پاشاى بغداد مقرر شده بود راضى شدند ، و قارص و ايروان با جميع ممالكى كه در ازمنهء سابق درين صفحات متعلق به دولت ايران بود واگذار كردند . در اين اوقات نادر ديد وقت آن است كه پرده از روى كار برگيرد ، خبر فوت عباس بن طهماسب ، طفلى كه به سلطنت برداشته بود ، هم درين اوقات رسيد . و چون رسم متداولهء سلاطين ايران است كه ، هرسال در هنگامى كه خورشيد به نقطهء تقاطع ربيعى رسد ، آن روز را عيد كنند و به جهت اجراى مراسم ، همهء اعيان و صناديد ملك در دربار حاضر گردند ، نادر فرمانى به احضار جميع صاحب‌منصبان ملكى و لشكرى از اقاصى و ادانى صادر كرده فرمان داد تا در روز مزبور به جهت اجراى مراسم عيد در جلگهء