شيروان و گيلان و مازندران و استرآباد را به دولت روس واگذارد ، و بعضى فقرات ديگر هم در باب آذوقهء لشكر روس در وقتى كه در ايران به جنگ اشتغال مىورزند . و همچنين در باب ازدياد مواد تجارت ما بين دو ملت ، در آن معاهدهنامه ثبت شد . و در همان اوقات كه بندوبست اين معاهده در روس جارى بود ، عساكر عثمانى در ايران به جهدوجد تمام مشغول تسخير بلاد بودند . جميع كردستان به تصرف اتراك درآمد ، و به سبب فتح ايروان و نخجوان و مراغه و خوى ، بر تمام ممالك ارمنيه و اغلب بلاد آذربايجان استيلا يافتند .
يكى از محرران انگليس گويد : شهر خوى در بيست و دو فرسخى تبريز واقع است ، دار الملك پرگنهء وسيع و معمور و مركز تجارت ايران و ترك است .
بنابر قول بعضى از محرران انگليس بيست و پنج هزار جمعيت دارد .
جنگ شاه اسماعيل با سلطان سليم اول در صحراى نزديك به اين شهر واقع شد ، شهرى به خوشوضعى خوى در ايران نيست : ديوارهاى خوب و كوچههاى منظم كه از دو طرف خيابان مانند درخت كاشتهاند و سقف بسيارى از خانهها را با سليقهء تمام منقش كردهاند .
القصه ، عسكر عثمانى بعد از فتح بلاد مزبوره به جانب تبريز حركت كرد . اهالى تبريز با مردم قزوين در نسل شركت دارند ، و همه مردمى بهادر و سلحشورند ، با آنكه يك طرف شهر از زلزله خراب شده بود و توپ هم نداشتند ، گريز از ستيز را ننگ دانسته مهياى جنگ ، و فرار از خصم غدار را عار شمرده مستعد كارزار شدند . پاشاى وان كه با بيست و چهار هزار ترك به گرفتن آن شهر عازم بود ، چون ديد مردمى كه نه توپ دارند و نه شهرشان ديوار دارد ، آمادهء مبارزتاند ، تعجب كرده حكم كرد كه يكباره يورش ببرند . و اگرچه درين يورش يكى از محلات شهر نيز به تصرف تركان درآمد ، اما تبريزيان بهادر به هيچوجه هراس به خود راه نداده ، ساير كوچهها را سيبهبندى كرده ، راه بر دشمن سد كردند و چهار هزار لشكر ترك را كه داخل شهر شده از لشكر بيرون جدا شده بودند به تيغ تيز ريزريز نمودند .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢١٤