تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
اين كيفيت سبب غضب پاشاى عثمانى گشته مكرر حمله برد و مكرر لطمه خورد ، تا اينكه برحسب ناچارى ركضت « 1 » بر نهضت اختيار كرده ، به شتاب هرچه تمامتر روى به وادى سلامت نهاد . و بسيارى از عقبهء لشكر و جميع بيماران و زخميها را در اين گريز عرضهء شمشير دليران تبريز ساخت . چون خبر اين واقعه به ساير تركان رسيد ، دست ستم و انتقام بر اهالى دهات و قرى گشودند و بر پير و جوان و رجال و نسا نبخشودند . گردان تبريز چون اين خبر شنودند ، به استخلاص برادران خود كمر بستند . پاشا به اين اعتماد كه در ميدان بر ايشان غلبه خواهد كرد ، با هشت هزار نفر به مقابله شتافت ، لاكن شكستى فاحش يافته دم علم كرده به جانب خوى فرار كرد . و چون صورت واقعه به رجال دولت عثمانى معلوم گشت ، از قسطنطنيه پنجاه هزار سپاه به گرفتن تبريز مأمور كردند . شجعان تبريز از اين واقعه مستحضر گشته بسيارى از زنان و كودكان خود را به كوهستان گيلان فرستاده مستعد قتال خصم شدند . و از غيرتى كه داشتند ، بدون مبالات و پيش‌بينى به استقبال خصم شتافته ، در ميدان حرب داد مردى دادند ، لاكن چون نظمى در جمعيت ايشان نبود ، بعد از محاربتى سخت و طويل ، بالاخره نظام سپاه دشمن بر تهور و جلادت ايشان غلبه يافت و شيرازهء اتفاقشان از هم گسيخته به شهر گريختند . تركان ايشان را تعاقب كردند ، چون به شهر رسيدند ، ديدند همهء كوچه‌ها را و راهها را گرفته‌اند ، و تا چهار روز على الاتصال جنگ برقرار بود . اهالى تبريز چون ديدند كه از كوشش زياده كار به جائى نمىرسد ، و از هيچ‌جاى ديگر اميد مدد و خلاصى نيست ، راضى شدند كه شهر را تسليم كنند ، مشروط به اينكه خود در امان و سلامت به اردبيل روند ، شرط قبول شد ، و چنانچه شيخ محمد على حزين گويد : آن شيران بيشهء جلادت و مردانگى به دستى دست عيال و به دست ديگر قبضهء شمشير ، چين در ابرو انداخته از ميان صفوف اعدا مىگذشتند . و تركان به ديدهء تعجب در ايشان مىنگريستند . و هم او گويد كه : در تاريخ ايران شجاعت و مردى ازين
هامش
( 1 ) - ركضت : جنبش و حركت ( معين ) .