تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
تا او را خفه كرده از زحمت بيمارى برهاند . عمرش قريب بيست و هفت سال و مدت سلطنتش سه سال بود . اشرف پسرعموى محمود و پسر مير عبد اللّه برادرزادهء ميرويس است . چون محمود به خاك رفت ، اشرف بر جاى وى بر كاخ برآمد . قبل از وقايع ايام سلطنت اشرف ، ذكرى از اوضاع ايران و ارادهء دولت روس و عثمانى دربارهء اين مملكت بىمناسبت نيست . از روزى كه سلطان حسين مقيد شد ، طهماسب پسرش نام شاهى بر خود گذاشت ، لاكن هرقدر كوشش كرد كه دوباره ممالك آبا و اجداد را به دست آرد ممكن نشد . اگر چه حاكم كاكت را كه ملكى است قريب نيم درجه در سمت شمال و مشرق تفليس ، برانگيخت كه والى گرجستان كه دم از عصيان مىزد بتازد ، والى گرجستان در آن مقدمه شكست يافته اول به ممالك عثمانى و بعد از آن به بلاد روس پناه برد ، لاكن اين عمل فائده‌اى به جهت طهماسب نبخشيد ، بلكه سبب اين شد كه گرجستان به چنگ دولت عثمانى افتاد . و از آن سمت هم ، چون كسى نماند كه گيلان و باكو را محافظت كند ، روسيه دست تصرف بر آن صفحات انداخت . طهماسب ميرزا مكرر درصدد اين برآمد كه با عثمانى و روس بناى معاهدتى نهد ، مفيد نيفتاد . سفيرى را كه به قسطنطنيه فرستاده بود در قارص نگاه داشتند . و بنابر قول بعضى از مورخان عثمانى ، بعد از آن از قارص به اسلامبول رفت ، ولى اولياى دولت عثمانى اعتنائى به او نكردند ، و بعد از آنكه مطالب خود را عريضه كرده به حضور سلطان رسانيد ، در معرض قبول درنيامد . اسماعيل بيك نام ايلچى مأمور به پطرزبورغ ، به منزل مقصود رسيد ، و در پطرزبورغ بود كه باكو به تصرف روسيه درآمد . مضمون معاهده‌اى كه اسماعيل بيك با اولياى دولت روس كرد اين بود كه : امپراطور روس افغان را از ايران بيرون كرده طهماسب را به سلطنت ايران برساند ، و در ازاى اين خدمت ، طهماسب قبول كرد كه شهر دربند و باكو و ممالك داغستان و