تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨

ذكر مخالفت ابراهيم خان با برادر خود على شاه و انقراض دولت افشاريه

على قليخان افشار برادرزاده نادر شاه خود را على شاه خواند در بيست و هفتم ماه جمادى الثانى سال يكهزار و صد و شصت هجرى جلوس كرده سكه زدند و خطبه خواندند و پانزده كرور نقد مسكوك نادرى كه هر كرورى پانصد هزار تومان باشد سواى جواهرخانه و نفايس و تحايف از كلات به ارض اقدس نقل شد و بخلاف عم دست به بذل و نوال و تبذير و اسراف برگشاد گوهر شاهوار به جاى خزف بىمقدار به خرج مردم رفت * اللّه اللّه كه تلف كرد و كه اندوخته بود * حسينعلى بيك معير الممالك و سهراب گرجى راتق و فاتق امور سلطنت شدند و ابراهيم خان كهتر برادر على شاه سردار و صاحب اختيار عراق شد و على شاه فرصت غنيمت دانسته به عيش و عشرت و معاشرت شاهدان ماه طلعت سرگرم گرديد تمامى ايلات و طوايف كه نادر شاه از هر ولايت كوجانيده در حدود خراسان نشانيده بود چون مانعى نديدند كوچيده به اوطان و مساكن خود بازگشتند و به فكر فساد افتادند و از آن جمله طايفه زنديه بودند و على شاه بر سر خبوشان رفته متمردين اكراد را مطيع خود كرد و به واسطه قحط و غلاى خراسان به استراباد و مازندران آمد و در مقام قلع و قمع قاجاريه استراباد و طايفه جليله خان جليل الشأن نواب محمد حسن خان قاجار قوينلو افتاد و امراى ايران بنياد فتنه‌جوئى و خودسرى نهادند و بسيارى بر گرد ابراهيم خان جمع شدند و خيالات استبداد او را تقويت كردند و چون يازده ماه از ماه دولت بىنور على شاه قليل الشعور درگذشت كار ايران چنان شد كه برادر او با وى ياغى و عاصى شد و با صالح خان قرقلوى افشار سردار آذربايجان و محمد خان قاجار ايروانى و موسى خان افشار طارمى قاتلين نادر شاه و اللّه يار خان افغان و عطاء اللّه خان اوزبك كه به امر ندرى به تنبيه مفسدين فارس مأمور بودند و به خدمت ابراهيم خان مغلوبا رجوع
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 198 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى