تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
را به قتل آورده سرى كه از كبر و استغنا به گردون فرود نمىآمد بريده على الصباح در ميدان اردوگوى بازيچه كوكان اردوبازارى كردند بزرگان اردو از ديدن آن سر سراسيمه شدند و تمام خلايق بهم برآمدند و درهم افتادند طايفه افاغنه و اوزبكيه با احمد خان افغان ابدالى كه از دولتخواهان نادرى بود اتفاق كرده با سران قاجار و افشار كه باعث قتل نادر شده بودند به منازعه و مخاصمه صف آراستند و بعد از مقابله و مقاتله افشاريه را پس نشانيدند و اردوى نادرى را غارت كرده روانه قندهار شدند و افشاريه شرح‌حال به على قليخان افشار برادرزاده شاه قهار عرضه كردند على قليخان از هرات به مشهد مقدس آمده جلوس نمود و سهراب گرجى غلام خود را با جماعتى از طايفه بختيارى به كلات مأمور كرد چون بخت على قليخان يارى كرده بود در آن شب مستحفظين قلعه كلات از برجى نردبانى نهاده آب ميبردند و برداشتن نردبان فراموش شده وقتى سهراب و همراهان رسيدند نردبانى آماده بر برج كلات نهاده بود از برج بالا رفته داخل شدند و شهر كلات بدان متانت و رفعت بدين آسانى و سهولت به تصرف سهراب گرجى درآمده نصر اللّه ميرزا و امامقلى باتفاق شاهزادگان و شاهرخ ميرزا هر يك بر اسبى برنشسته از دروازه كلات بگريختند كاظم خان برادر على قليخان كه در كلات بود ايشان را تعاقب نموده نصر اللّه ميرزا و ديگران را بدست آورده پانزده نفر را با رضا قلى ميرزا به ارض اقدس بردند آن دو برادر را به حكم على قليخان كشتند و شاهرخ ميرزا را كه جوانى چهارده ساله بود پنهان داشته آوازه قتلش درانداختند كه اگر پادشاهى على قليخان صورت نگيرد و مردم ايران از اولاد نادر شاه كسى خواهند او دردست بوده باشد چنان كه نادر شاه بدست آويز شاه طهماسب پادشاهى كرد على قليخان نيز او را در پادشاهى خود دست آويز كرده باشد . مع القصه در اندك روزى بنيان كاخ دولت قوى شوكت نادرى از پاى درآمد ذلك تقدير العزيز الحكيم مدت سلطنت نادر شاه از خلع شاه طهماسب الى آخره شانزده سال و سه ماه بود چهار سال و هفت ماه به نام شاه عباس ثالث و يازده سال و هفت ماه به استقلال پادشاهى كرد .