پادشاه قهار بندگان خدا را در آتش ميسوختهاند در هر شهرى كه وارد ميشد از سر بيگناهان كله منارها ميساخت و كلاه كبر بر افلاك مىافراخت و چون على قليخان برادرزادهاش كه حاكم زابلستان بود با طهماسب خان جلاير سردار كابلستان به دفع طغيان اهالى سيستان مأمور بودند صد الف از على قليخان و پنجاه الف از طهماسب خان طلب كرد و بر ايشان محصل گماشت و على قليخان ميدانست كه عذر مسموع نخواهد بود سر به سركشى برآورد و طهماسب را مسموم كرد و مردم را با خود موافقت داد و ابواب مخالفت برگشاد اكراد خبوشان نيز طغيان ورزيدند و ايلچيان نادرى را كه در غرق رادكان بود غارت نمودند نادر شاه قهار چون مار زخم خورده با دلى پر زهر قهر روى بخبوشان كرد در شب يكشنبه يازدهم جمادى الاخرى سال يكهزار و يكصد و شصت در منزل فتحآباد دو فرسخى خبوشان بوادى خموشان قدم نهاد و خلق از ظلم او رستند و در زواياى امان نشستند .
ذكر قتل نادر شاه افشار قرقلوى تركمان و جلوس على شاه برادرزادهء وى در مشهد مقدس رضوى ( ع )
تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آنكه تمام امرا و اعاظم دولت نادرى از سفاكى او به جان آمده بودند و احدى به دو اطمينان نداشت باطنا همگى با على قليخان برادر زادهاش موافقتى و مرافقتى اختيار كردند و از بيم جان خود قصد جان نادر شاه گزيدند و در شب يكشنبه جمادى الاول اين سال در فتحآباد خبوشان ممهد و متعهد شده عزم قتل نادر را جزم نمودند نخست محمد خان قاجار ايروانى بود و ديگران موسى بيك ايرلوى افشار طارمى و قوجه بيك كندوزلوى افشار را رومى و محمد صالح خان قرقلوى ابيوردى و محمد قلى خان افشار ارومى كشيكچىباشى و گروهى از هميشه كشيكان سراپرده نادرى متفق الرأى مكمل و مسلح شده نيمشب كه نادر شاه چون بخت خود خفته بود و قهرمان مرگ بر وى برآشفته پاى جلادت در ميان خيمه خوابگاه آن پادشاه حشمت پناه گذاشتند و بر بالين او رفتند به زخمهاى پىدرپى او