آن روز نيز به سامان اسباب جنگ بگذشت در يازدهم رجب دو لشكر پرخاشگر قيامت اثر بتسويه صفوف پرداختند خروش توپ و تفنگ در كوه و دشت پيچيده و دود و غبار هوا را تيره و تار كرد سواران پرخاشجوى از خون كشتگان جوى روان كردند .
نظم
نار كفيده گشت سر سركشان ز تيغ * زان نار سنگريزه ميدان چو ناردان
لرزان چو دست مردم مفلوج بر ستور * گردان كار ديده و مردان كاردان
بعد از ساعتى كه دشت كارزار صورت دشت محشر و يوم ساعت گرفت لشكر روميه شكست يافته از معركه حرب منهزم شدند و در اردوى خود محصور گشتند و سپاه نادر شاه راه و طرق سمت قارص را بربستند و مانند بحر محيط بر گرداگرد عسكر و معسكر عثمانيه محيط شدند بطور جنگ فرنگ كه در روم معمول است عساكر روميه حركت مذبوحى ميكردند يعنى با عراده توب و مطريس توب قدرى راه طى كرده منزل مينمودند و به چند كوج به نيمفرسنگى اردوى نادرى رسيدند و متوقف شدند نادر شاه حكم به شبيخون كرد سواران به گرد لشكر روميه رفته معلوم شد كه سرعسكر يكن محمد پاشا مريض و فوت شدند عسكر روميه از وفات سرعسكر به فكر تفرقه و نجات افتادند و سراسيمه و گريزان به فرار كوشيدند سپاه نادر شاه نيز از اطراف به قتل و نهب و اسر و غارت اردوى روميه مصمم شدند دوازده هزار نفر را به قتل آورده پنجهزار كس از پاشايان و لشكريان زنده اسير گرفتند و توپخانه و اثاثه ايشان نصيب سپاه نادر شاه شد و درينوقت خبر رسيد كه شاهزاده نصر اللّه ميرزا در موصل با سر عسكران حدود مصاف برآراسته سپاه روميه شكست فاحش يافتهاند ، نادر شاه خداوند را شكر گفته ديگرباره ايلچى به روم فرستاده خود به اصفهان آمد و نصر اللّه ميرزا را به خراسان فرستاده و در دويم محرم سال يكهزار و صد و پنجاه و نه اردوى نادرى به حركت درآمده از راه طبس متوجه ارض اقدس شده معمار و بناى بسيارى به تعمير كلات و ساختن عمارات فرستاد و خود به تماشاى كلات رفت و كلات را مخزن و مأمن خود قرار داد بعد از عرض كرورهاى بيشمار و استحكام آن قلعه آسمان آثار