راه و نيمراه بمردند .
نظم
دو بهره ز افغانيان كشته شد * دگر خسته از جنگ برگشته شد
همه كشته و خسته بود آنكه زيست * شد آن كشته بر خسته بايد گريست
چنين است رسم سراى سپنج * گهى تاج و گنج است و گه درد و رنج
اما اشرف بهجانب طهران رفته در سر دره خار توقف كرده راه را بربست چون آن درهايست تنگ در ميان كوهى پرسنگ اشرف توپها و تفنگچيان را بر سر راه چيده و گذاشته و آن را به جهت خود مأمنى پنداشته در آن مقام نيز كارى از پيش نبرده چه كه پيادگان كوه توان بر سر كوهها روان و توپخانه شاهى در مقدمه عساكر و سپاهى صف شكن و خصمافكن همىآمدند شاه به طهران آمد و اشرف به اصفهان اين درانى شهر انعام كرد و آن در اصفهان قتل عام آرى
از كوزه همان برون تراود كه در اوست
و از طهران حركت و توپخانه به راه نطنز روانه اصفهان و در هرمنزلى قراولان جنگى كردند و زمين را از خون رنگى دادند .
ذكر موافقت روميه با افاغنه شوميه در مخالفت قزلباشيه و آمدن به منزل مورچهخورت و به هزيمت افتادن اشرف افغان كرت ثالث
چون روميه با افاغنه مصالحه و مداهنه داشتند اشرف از پاشا و سرعسكر روم كه در همدان ميزيست استعانت كرد او نيز از بيم چنين روزى با اشرف موافقت جسته پس از استباق با اشتياق تمام در منزل مورچهخورت به مقابله شاه جمشيد كلاه آمدند سپهدار ايران طهماسبقلى خان افشار با توپخانه و تفنگچى بر سر روميه و افاغنه رفته بعد از آتشبازى به سراندازى دست برآوردند سرها تنها را بدرود گفتند و تنها جانها را وداع كردند نمونه قيامت كبرى بوقوع و ظهور آمد در سوئى دوزخ تافته خاص اشرار