دندان طمع از پادشاهى ايران بركنده بردن جان را غنيمت دانست دو نفر از صباياى سلطان شهيد را برداشته اولاد محمود افغان را با سيزده نفر از اولاد و بنى اعمام خويش ذكورا و اناثا در شيراز گذاشته و افغانى را به كشتن آنها مأمور كرده خود بيرون آمده فرار كرد سپاه طهماسبقلى خان وقتى رسيدند كه خواهر محمود و زن اشرف افغان را زخمى زده مترصد كشتن ديگران بود مجال كشتن نكرده بگريخت و بعد از دخول سپاه زن اشرف افغان كه مجروح بود ناكام وفات نمود بقيه بدست قزلباش در آمدند و طهماسبقلى خان از دنبال اشرف ايلغار كرده در حوالى پل فسا ميان جيو افغان كه پير و مرشد محمود و اشرف بود كشته شد و مياصديق و ملا زعفران زنده اسير شدند . اشرف چون از پل گذشته بود قراول سركرده مأمورين پل را طهماسب قليخان غيور كور كرده و چون برق از پل عبور كرده تا بيست فرسنگ راه رفته اسير بسيار كه در دنبال افتاده بودند گرفته چون از اشرف خبرى صحيح نبود كه از كدام سمت گريخته خود مراجعت كرده به شيراز آمد و فى الفور چاپارها روانه خراسان كرده كه سرراه بر اشرف گرفته او را به چنگ آورند اجمال حال اينكه اشرف از راه سيستان متوجه گرمسير قندهار شد زيرا كه بواسطه قتل محمود از رفتن قندهار خايف بود معهذا حسين برادر محمود چون از فرار او اطلاع يافت ابراهيم نامى را بر سر راه او فرستادند او را كشتند و مدت ملكش در ايران پانزده سال بوده و ابراهيم افغان صباياى شاه شهيد را گرفته به قندهار برد و حسين از آنجا روانه ايران كرد و گرفتاران افاغنه را از شيراز به اصفهان آورده هلاك كردند .
خلعت فرستادن شاه طهماسب ثانى به جهت طهماسبقلى خان افشار قورچىباشى و امراى لشكر و مأمور شدن او به ايالت خراسان و نظم بلاد ايران
شاه طهماسب سيصد دست خلعت فاخر به جهت سركردهگان ركاب و افسر مكلل گرانبها و پوشش خاص به جهت طهماسب قليخان بامثال ايالت خراسان و سردارى ايران