تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
افكن بصوب عراق رايت همت افراخت درعرض راه خبر رسيد كه اشرف افغان به محاصره سمنان اشتغال دارد شاه طهماسب چند سوار جرار از طايفه قاجار به سمنان فرستاده كه سمنانيان از قرب وصول لشكر شاهى مستحضر و بمدد و معاونت مستظهر بوده سمنان را بدست افغان ندهند اشرف شنيد كه شاه طهماسب نزديك است سمنان را گذاشته و به جانب دامغان عزيمت كرد از دو جانب لشكرها مانند بحر جوشان و سيل خروشان زمين را به سنابك خيول صرصر نزول سپرده در كنار آب مشهور به مهمان‌دوست به يكديگر رسيدند و به ميزبانى رزم سفرهء جدال گسترانيدند .

در ذكر محاربه شاه طهماسب صفوى با اشرف افغان و هزيمت يافتن افغان و منصور شدن قزلباش

ديگر روز كه شاه يك اسبه خورشيد بر توسن سپهر نيلى فام برآمد سپاه روى سپاه افاغنه كه مانند شبى ظلمانى سهمگين و مهيب بودند و چون عفريت و اهرمن به مجادله و محاربه جنس انس مولع و حريص صف‌ها بياراستند و هم‌آورد خواستند شاه طهماسب صفوى ثانوى نيز صفوف قزلباش را چون ارتنك مانوى برآراست و توپچيان دوزخ افروز كافر سوز را با پيلان روئين‌تن و ماران مهره‌فكن در پيش روى لشكر چون سدى از آهن و روى ثابت و قايم كرد و بعد از انتظام و انتساق توپچى و تفنگچى كل قشون را يك قول قرار داده خود و طهماسبقلى خان در قلب جاى كردند و مقرر شد كه بىحكم و الا مبادرت به محاربت نرود و چون افاغنه قوت و شوكت يافته و به حرب قزلباشيه دلير شده بودند در كار سپاه‌آرائى چندان اهتمامى نميكردند و ليكن زنبوركخانه ايران كه بدست افغان درافتاده بود پيشاپيش اشرف بر شتران كوه كوهان بار و بر قلب قزلباشيه آتشبار بود سواران افغان متعاقب يكديگر به ميدان رزم تاختند و جولان و ناورد ساختند و از سه طرف سه گروه شده با نيزه راست و شمشير كج به چپ و راست سپاه قزلباش حمله آوردند بيكبار به حكم سردار توپچيان شرربار بدستيارى جاسوس آن قبيله يعنى قبيله رازى به گوش صدق نيوش توپ‌هاى تنين تن