استرآباد زين عزم بر مركب جزم نهاده با علمهاى نگونسار كحلى فام و جنيبتهاى مشكين غواضى نيلى لگام روانه گرگان شدند و در خدمت فرزند ارجمندش اميرزاده فرامرز حسام محمد حسن خان قاجار اجتماع كرده به تعزيت و اشكبارى و تسليت و سوگوارى پرداختند و اين واقعه هايله و سانحه غايله در روز جمعه دوازدهم شهر محرم الحرام سال يكهزار و يكصد و سى و نه اتفاق افتاد و امناى دولت شاه طهماسبى از بيم فتنه و آشوب اردو و مملكت حاجى يوسف بيك ناظر بيوتات و رحيم خان كرايلى و شرف الدين بيك و نياز قلى بيك و قاسم آقاى قاجار قورچىباشى و جمعى از اكابر متعلقين خان سعيد شهيد را گرفته محبوس نمودند و پس از روزى چند مرخص كردند و طهماسبقلى خان افشار منسوبان خود را به جاى صاحبمنصبان قاجار برقرار كرد و كار عالم را به كام خود ديد .
ذكر تسخير مشهد مقدس و بروز مخالفت ميانه شاه طهماسب و طهماسب قلى خان و بعضى وقايع خراسان
ملك محمود سيستانى كه از بيم شمشير دليران قاجار درپس حصار خزيده بود و در گنبد مطهر مقدس چون مار گنج كنجى گزيده چون از معامله قتل جناب غفران مآب فتحعليخان وكيل السلطنه قاجار اطلاع يافت مسرور گرديده چون اژدهاى آتشافشان از شهر بدرآمده با توپخانه آتشبار و سواران آتشخوار عزم مقابله شاه طهماسب نمود زيرا كه چون طهماسبقليخان را بديده ملازمت خود ديده بود از او حسابى نمىگرفت و در ديدهاش عظمى نداشت الحاصل در نيم فرسنگى خارج شهر ملك محمود و سپاه شاه به تسويه صفوف پرداخته دليرانه بر يكديگر تاخته رزمى بزرگ پيوست و جمعى از طرفين مقتول شدند و ابراهيم خان توپچى ملك محمود كشته شد بالاخره محمود به شهر بازگشت و طهماسب قليخان بمحاصره مشغول شد تا در شانزدهم ربيع الثانى گماشتگان ملك با طهماسب قليخان مواحده و معاهده نمودند و دروازه را گشوده سپاه شاه را راه دادند مشهد مقدس به تسخير آمد و ملك محمود به لباس درويشى ملبس