را درين ايام فترت كه افاغنه بر ايران استيلا يافتهاند و انتظامى در دولت نيست از ميان بردارند و راه خيرهسرى بسپارند و چون بمعاهده اقدام نكردند نادر قلى بيك انديشه كرد كه مبادا آن راز را با ملك به ميان آورند روزى در شكارگاه فرصت كرده آن دو تن را بكشت و فرار كرده به جانب ابيورد و دره جزو دستجرد كه مسقط رأس او بود رفته طوايف آنها را به خود دعوت كرده و سوارى چند بر گرد او جمع گشتند و بنهب و غارت قراء پرداخت . ملك محمود به دفع او به خبوشان رفته آنجا را متصرف شد و نادر قلى بيك و پيوستگان او را فرار كردند و ملك به جانب مشهد باز آمد و نادر قلى بيك از كمين بيرون آمده يكدو قلعه به تصرف درآورده كدخداى قلعه را بكشت و در وقتى كه رضا قلى خان سردار خراسان از جانب دولت صفوى به دفع ملك محمود مأمور بود او نيز با وى موافقت كرده اظهار انقياد به دولت صفويه كرده بعد از شكست رضا قلى خان به جانب خبوشان رفتند و چون محمد خان تركمان به سردارى خراسان آمد نادر قلى بيك به دو پيوسته و درين محاربه ابراهيم برادر او زخمدار شده كارى از پيش نرفت .
مع القصه كار نادر قلى بيك به جائى نرسيد كه پانصد سوار قراغچى از قرفلو و تركمان و جلاير با خود موافق و به تاخت و تاراج اطراف مشغول شد و بر كلات و ابيورد و نسا تسلط يافت و چنان كه گذشت از جانب شاه طهماسب حاكم ابيورد و نسا بود و رفتهرفته در آن صفحات نامآور و معروف و به صفت بهادرى و صلابت موصوف گرديد تا حسينعلى بيك معير الممالك به جهت اينكه او را با ملك محمود سابقه عداوت و مخاصمت بوده به طلب او رفته خدمتش را به حضرت شاه طهماسب آورده چون اكراد و اتراك آن صفحات شاه را به وى مايل ديدند جمعى متابعتش را گزيدند و بعد از حضور شاه طهماسب قورچىباشى شد و نامش را طهماسبقلى خان گذاشت و مقرر شد كه مستعد محاصره مشهد شود او نيز تعهد خدمات كرد و بهيچوجه پاس حق نمك ملك محمود را نداشته كمر به كين او بربست و بهانه نيكو به دستش آمد كه شاه طهماسب را در دست داشته به جهت خود طرح دولتى ريخته
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٤٥