تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
ما در اينجا حاضر هستيم ، اگر غارت مىخواهيد ، ما از شهر بيرون آمده و اموال ما آنجاست ، اگر پول مىخواهيد والى و اهالى شهر ، بيش از هفت كرور و دويست و پنجاه هزار تومان ، نمىتوانند موجود كنند . حال هرچه مقصود و دستورالعمل شماست ، مجرى بداريد . اين شهر شهر كوچكى است و مثل دهلى تاب قهر و غلبه يك قشون را ندارد . سردار قشون بعد از اين پيغام ، لازم ديد مراتب را به نادر شاه اطلاع بدهد ، از طرف نادر شاه حكم شد ؛ تقديم اهالى شهر را قبول كند و با آنها اذيت نرساند . بعد از تسليم تنخواه اين دسته قشون حركت كرده به اردو كلى ملحق شدند . نادر شاه كوچ در كوچ از نزديك لاهور گذشت . روز سه‌شنبه دهم ، در دهلى سربلند خان قراول بر دور قلعه گذاشته و آن روز مأمور حراست قلعه بود ، روز بعد حكم شد قراول خود را بردارد و فقط روزهاى دوشنبه قراولى به عهدهء او باشد . بعد از اينكه از قلعه رفت ، خواست از نظام الملك ديدن كند ، اتفاقا نظام الملك در خانهء قمر الدين خان بود ، آنجا رفت . هردو را ديدن كرد و به خانهء خود مراجعت نمود . هنوز بسيارى از نعشهاى كشتگان روز قتل‌عام در بعضى از كوچه و بازارها افتاده و متعفّن شده‌اند . روز پنجشنبه دوازدهم ، صبح عظيم الله خان و بعد از ظهر قمر الدين خان به ديدن سربلند خان رفتند . روز يكشنبه پانزدهم ، محمد شاه از عيش محل به ديوان عالى آمد . يك ساعت و نيم در آنجا نشست ، امرا به حضور آمدند و پيشكش گذرانيدند . نظام الملك بعد از مراجعت از قلعه ، به خانهء سربلند خان رفت . بعد از آمدن نظام الملك از دكن ، تا روزى كه سربلند خان به ديدن او رفت ، اين دو نفر از يكديگر ملاقات نكرده بودند . روز جمعه بيستم ، به امير خان ، خلعت و يك پالكى مرحمت شد و به منصب ميربخشى سيّم برقرار گرديد ، به اسحق خان نيز يك خلعت و يك پالكى با منصب ديوان خالصه مرحمت شد ، عظيم اللّه خان خلعت پوشيد و صدر اعظم شد . احتشام خان
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 132 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى