كمربند ، همه جواهر ، يك شمشير دسته مرصّع ، يك شمشير راست ، كه در ميان اهالى دكن معمول و موسوم به دهوپ است ، با يك قدّارهء مينا .
نادر شاه تاج را به دست خود به سر محمد شاه گذاشت و از او عذرخواهى كرد بعد به او بعضى نصايح كرده و وداع نمود ، خلاصه نصايح او از اين قرار است :
اول بايد تيولات تمام امرا را خلع كرده و به هريك به قدر منصب و جاه ، از خزانه مواجب نقد بدهيد . نگذاريد كسى براى خود قشون و نوكر مخصوص نگاه بدارد .
هميشه بايد شصت هزار سوار منتخب نگاه داشته و به هر نفرى ، روى هم ، ماهى بيست و دو تومان مواجب بدهيد . براى هرده نفر يك دهباشى ، صد نفر يك يوزباشى و هزار نفر يك مينباشى معين كنيد . بايد لياقت و اسم و خانواده و طايفهء هريك را بشناسيد و از صاحبمنصب و سرباز و غيره ، هيچيك را نگذاريد [ كه ] به بيگارى و تنبلى عادت كنند . هروقت اتفاقى بيفتد ، عده كافى از قشون ، به سردارى يك نفر كه رفتار و صداقت و شجاعت او محل اعتماد است ، مأمور كنيد و بعد از آنكه كار گذشت ، آنها را فورا احضار نمائيد و نگذاريد كسى مدت طولانى سردار باشد ، كه نتيجه خوب نخواهد داشت . مخصوصا از نظام الملك احتياط كنيد ، كه از رفتار او همچو فهميدهام ، كه مزور و مغرض است و هوائى كه او در سر دارد براى يك نفر رعيّت زياد است .
محمد شاه دانست كه اين نصايح از روى خيرخواهى است ، زياد تشكر كرد و خواهش نمود ، كه چون سلطنت متعلق به نادر شاه است ، براى مناصب بزرگ هركس را [ كه ] لايق مىداند ، معين كند . نادر شاه گفت : اين كار خلاف مصلحت شماست ، صاحبمنصبى كه من معين كنم ، در غياب من ، به شما اعتنا نخواهد كرد . بعد از رفتن من هر منصب را ، به هركس [ كه ] لايق مىدانيد ، بدهيد . اگر كسى طغيان كند ، به مجرّد اخبار ، كسى را خواهم فرستاد كه تادّيب شايان نمايد . اگر لازم باشد قشون خواهم فرستاد و هرگاه موقع اقتضا كند ، خود من چهل روزه از قندهار خود را به شما خواهم رسانيد . در هرحال مرا دور تصور نكنيد .
بعد از اين گفتگو محمد شاه وداع كرد و به عمارت عيش محل مراجعت نمود ، در
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٢٩