فرستادند ، كه از آنجا به قندهار روانه نمايند .
امروز نادر شاه به قدر مواجب سه ماهه به تمام آحاد و افراد اهل اردوى خود ، از سرباز و خدمه اردو و بازارچى و غيره ، انعام داد ، چنان كه در وقت گرفتن قندهار هم اعطا كرده بود . صبح بيست و نهم طهماسبخان وكيل با چهار هزار سوار و تفنگدار ، به شاه جهانآباد مأمور شد كه قلعه را به تصرف درآورد . سعادت خان مأمور حفظ و حراست شهر و خانه و اثاث البيت امراء شد .
عظيم الله خان به مواظبت رودخانه مأمور گرديد . هريك با اتباع و بنهء خود رفتند و چند سوار نسقچى همراه داشتند و بطور مؤكد حكم شد ، كه نگذارند اذيت و ضررى به اهالى شهر برسد . سربلند خان حسب الحكم به بنگاه خود رفت .
روز غرّه ذى الحجه ، نادر شاه مشغول تهيّه رفتن به شاه جهانآباد شد و دو ساعت به طلوع آفتاب مانده روز بعد ، با بيست هزار سوار منتخب حركت كرد . چهار هزار تفنگدار مأمور شدند كه طرفى را كه حرم از آنجا مىگذشت و با قشون قريب نيم فرسخ مسافت داشت ، قرق بكنند و هيچكس ، از ايرانى و هندوستانى ، مأذون نبود از آن راه برود و اگر مىرفت مجازات آن قتل بود و در وقت حركت فاصله هر دسته يك تيررس بود . محمد شاه با چهل يا پنجاه نفر از معتبرين ، با ده هزار سوار قزلباش و دو هزار تفنگدار ، به فاصلهء نيم فرسخ عقب نادر شاه بود ، در يك طرف سربلند خان با تباع و بنهء خود ، پشت سر او خدمه و بنه محمد شاه بود ، در طرف ديگر اتباع و بنهء نظام الملك و قمر الدين خان بود ، پشت سر او محمد خان بن كوش با اتباع و بنه و فاصله هر دسته ربع فرسخ و يك ميدان بيش بود و ميانهء هريك از اين دستهها سوارهء قزلباش گماشته شده بود ، كه نگذارند به يكديگر ملحق شوند يا از جائى كه براى آنها معين شده بود تجاوز نمايند . در حركت به قدر سه فرسخ در طول و يك فرسخ و نيم در عرض از صحرا را مىگرفتند و اين ترتيب همه روزه مقرّر بود . بعد از پنج روز حركت متصل ، به سنبوط رسيدند ، چند قريه در عرض راه بود كه نه تنها غارت كردند بلكه اهالى آنجا را [ نيز ] كشتند ، پانىپط و سنبوط را نيز تاراج كردند .
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١١٦